شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان صفحه 335

صفحه 335

اول تو دل برون کن، از دهر وانگهی تن خوش آن که تاج فرصت بر سر ز فَاغتَنِم زد

گر بنده ای شد از جان تسلیم امر مولی نزد مقدّراتش کی دم ز بیش و کم زد

از حق چو بر سلیمان فرمان رحلت آمدیک باره پشت پایی بر دولت و حشم زد

سلطان مرگ درهم بشکست خانه عمربر پیکر خلایق شمشیر درد و غم زد

از دار زندگانی، با اشتیاق کامل سید هدایت اللّه، سوی جنان قدم زد

بگذشت روز هشتم، چون از ربیع اول ارکان صبر ما را، این ماجرا به هم زد

راقم به سال هجری، تاریخ فوت او رابعد از هزار و سیصد، هشتاد را رقم زد

ای سیّد معظّم، در ماتم تو آهم از کارگاه دیده، آتش به آبِ یَم زد

مرغ سحر ز داغت پیوسته در نوا شدکز شورشش به سرها چرخ بلا علم زد

بر سینه محبین زد ثلمه ای غم توچندان که جان به پیکر فریاد از الم زد

اندر کتاب »مخزن« این نظم سوز آمیز«راجی» به اشک ریزان، از خون دل رقم زد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه