شرح مجموعه گل: مشاهیر مدفون در تکیه سیدالعراقین تخت فولاد اصفهان صفحه 489

صفحه 489

هرکس شنید نغمه جان پرور تو گفت بر تاج آفرین و به تاج آفرین درود

فریاد قرن ها غم و شادیّ قوم مابودی نهفته در تو و آن نغمه و سرود

هرکس شناخت قدر تو، قدر ادب شناخت وان کاو ستود روح تو، روح هنر ستود

با روزگار من چه کنم کز ره جفاآن تاج افتخار و شرف از سرم ربود

با اهل درد این همه جور و ستم چراای چرخ پیر با توام ای گنبد کبود

تو سفله پروری و همین است رای توبا آن که ناورد به در سفله سر فرود

این است روزگار و ندیدی که تاج راچون با هزار گونه غم و محنت آزمود

صد قرن گر بیاید و صد قرن گر روددیگر نظیر تاج نبینی به دیر و زود

عمری گذشته است با شرف و عزّت هنروان عمر هر نفس به جلال وطن فزود

اما وطن چه کرد به جایش مگو سخن از تاج و روزگار وی و آن زیان و سود

یک عمر ماند و خواند و وفا کرد و رنج دیدوان گاه رفت و در دل خاک سیه غنود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه