ایمان و کفر صفحه 89

صفحه 89

دین و ارتداد مسلمانان می شمارند. محمدبن عبدالوهاب، مسلمانان را به خاطر انجام این اعمال کافر می شمارد؛ درحالی که آنان نماز می خوانند؛ روزه می گیرند؛ برای خدا حج و عمره به جای می آورند؛ و در یک جمله، خداوند را می پرستند و نه تنها در قلب و زبان، بلکه حتی در عمل نیز موحدند.(1)

جدای از این موارد، در فصول گذشته بیان شد که فرد با شهادتین، مسلمان، و با تصدیق قلبی، مؤمن می شود؛ اما محمدبن عبدالوهاب حتی مسلمان بودن را مرکب از اقرار به زبان، تصدیق به

قلب، و اعمال می داند و معتقد است که «اقرار کفار مسلمانان به توحید خداوند، موجب حرمت خون و اموال آنان نمی شود».(2)

در مجموع، چنین قرائتی از توحید، یادآور اندیشه ی خوارج در باب ایمان است که به تلازم میان ایمان و عمل قائل بودند. آنان مرتکب کبیره را کافر، و قتل او را جایز می دانستند. وهابیان نیز با تعریف ابداعی از توحید، هر عملی را که به نظرشان منافی با توحید وهابی باشد هرچند نیت و انگیزه ی مشرکانه نداشته باشد کفر تلقی می کنند و خون و مال مسلمانان را مباح می شمارند.

تفاوت عمده ی خوارج با وهابیت این است که خوارج گناهانی را موجب خروج از دین می دانستند که همه ی مسلمانان به گناه بودن آن اعتقاد داشتند، با این تفاوت که خوارج مرتکب گناهان کبیره را خارج از دین می دانستند، ولی مسلمانان چنین شخصی را فاسق می شمردند؛ اما وهابیان اموری را شرک و کفر می شمارند که مسلمانان آن ها را مصداق شرک و کفر نمی دانند و برعکس، قرآن و حدیث و سیره ی مسلمانان، مشروعیت و مقبولیت آن ها را تأیید می کند.


1- . البته گاه عوام سخنانی می گویند و یا اعمالی انجام می دهند که از آن بوی شرک استشمام می­شود؛ اما اولاً هنگامی که از آن ها پرسیده می شود که چرا چنین کارهایی انجام می دهید، خواهند گفت: به دلیل مقامی که این فرد نزد خدا دارد، این کار را انجام می دهند؛ و ثانیاً اعمال عوام را نباید به حساب دین نوشت؛ کاری که متأسفانه ابن تیمیه و وهابیان کرده اند.
2- . عبدالرحمن­بن محمدبن قاسم عاصمی نجدی، (گردآوری) الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه، ج1، ص145.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه