جابربن عبدالله انصاری رازدار خاندان رسالت و امامت صفحه 17

صفحه 17

شهادت و ایثار پدر جابر رحمه الله ، و حضور جابر رحمه الله در جنگ احد

عبدالله پدر جابر رحمه الله در جنگ بدر شرکت کرد ، و نقش به سزایی در سرکوبی مشرکان داشت ، ولی از این جنگ جان سالم به در بُرد .

وقتی که در سال سوم هجرت ، جنگ اُحد ، پیش آمد ، عبدالله با خواهرزاده هایش به میدان شتافت ، عجیب اینکه « عمرو بن جُموح » ( شوهر خواهر عبدالله ) پیر و به درد پا مبتلا بود ، با اجازه ی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به میدان شتافت . عبدالله و عمروبن جموح ، دو پیرمرد سالخورده ، مخلصانه با دشمن جنگیدند ، تا به شهادت رسیدند .

جابر رحمه الله می گوید : وقتی که پدرم تصمیم گرفت به سوی میدان حرکت کند ، مرا طلبید و گفت : « فرزندم ! من در این جنگ کشته می شوم ، پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هیچکس را مانند تو دوست ندارم ، مقداری مقروض هستم ، آن را بپرداز و از خواهرانت ، سرپرستی کن . . . ! »

سیره نویسان می نویسند : « نخستین کسی که پس از شهادت ، گوش و بینی او را بریدند ، عبدالله بود . »

جابر رحمه الله ، به خاطر منع پدر و سرپرستی خواهران و . . . در این جنگ به عنوان رزمنده شرکت نکرد ، ولی کار آبرسانی به رزمندگان اسلام را بر عهده گرفت .

او می گوید : در جنگ اُحد بر بالین پدرم عبدالله رفتم ، دیدم در حال جان دادن است ، مرا صدا کرد و گفت : « تشنه ام . من رفتم ظرف آبی آوردم ، وقتی خواستم به پدرم بدهم ، اشاره کرد آب را به این مسلمان که در کنار من افتاده و تشنه است برسان ، سراغ او رفتم ، او به سومی اشاره کرد ، سراغ سومی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه