جابربن عبدالله انصاری رازدار خاندان رسالت و امامت صفحه 204

صفحه 204

سرودۀ : شاعر جوان اهل البیت علیهم السلام

23- خانم زهرا صرامی

از خمینی شهر

اولین زائر مزار توام

باز درهای آسمان بازند

چشم هایم به فکر اعجازند

بوی پیراهن تو می آید

خاندان تو دست و دل بازند

می کشاند پیاده ام تا تو

ردپاهام بال پروازند

اولین زائر مزار توام

اربعین ها شبیه یک رازند

عطش دیدنت دلم را برد

آرزوها بلند پروازند

جابر این جا زمین کرب و بلاست

نخل ها تا ابد سرافرازند

* * * *

یک کربلا کم است برایت گریستن

باید ز دیده خون به عزایت گریستن

پای پیاده آمدم ای شاه کم سپاه

همراه خیل درد و غم و سوز و اشک و آه

( شفا )

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه