فلش کارت افلاکیان خاکی صفحه 15

صفحه 15

تصویر

توقدم های مرا محکم می کنی

منطقه که بود، مدت ها می شد من و بچه ها نمی دیدیمش. حسابی دلم می گرفت. می گفتم: «تو اصلاً می خواستی این کاره بشوی، چرا آمدی مرا گرفتی؟!» می گفت: «پس ما باید بی زن می ماندیم؟!» می گفتم: «من اگر سر تو نخواهم نِق بزنم، پس باید سر چه کسی نِق بزنم؟!» می گفت: «اشکالی ندارد؛ ولی کاری نکن اجر زحمت هایت را کم کنی. اصلاً پشت پردۀ همۀ این کارهای من، بودنِ توست که قدم های مرا محکم می کند.» نمی گذاشت اخمم باقی بماند. روش همیشگی اش بود. کاری می کرد که بخندم؛ آن وقت همۀ مشکلاتم تمام می شد.(1)

شهید عباس بابایی


1- . آن سوی دیوار دل، ص80.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه