- اشاره 1
- آخرِ مهربانی 1
- غیرمستقیم 3
- شادی در خانه 7
- تکمیل ایمان 9
- محاسبۀ روزانه 11
- اسیر که نیاورده ام 13
- توقدم های مرا محکم می کنی 15
- اولین هدیۀ چمران 17
- در برابرم به قامت می ایستاد 19
- در بدترین روزها با هم خوش بودیم 21
- هرطور خودت دوست داری! 23
- فقط غذا! 25
- وسایل مان را کادو می بردیم! 27
- زندگی در یک اطاق کوچک 29
- وسایل زندگی شهید 31
- گامِ اولِ دنیا 33
- تعمیر دستۀ عینک 37
- این نامۀ اعمال من است! 41
- اختلاف دو خانواده را حل کرد 43
- از جنس خاک 45
- حساب سختِ نفس 47
تصویر
وسایل زندگی شهید
همیشه توی فکر و خیالم، خانۀ آقای حسینی را با فرش های مجلل، مبلمان گران قیمت و تشکیلات آن چنانی تصور می کردم. برای این زندگی اشرافی، توجیه هم داشتم. می گفتم: «بالاخره فرماندۀ تیپ است!»
آن روز خیلی گریه کردم؛ اما نمی دانم چقدر طول کشید: بنا شده بود وسایل شهید را من بفرستم مشهد. فرش های مجللش، چند تا پتو بود! وسایل اشرافی و آن چنانی اش هم یخچالی کوچک بود و گازی رنگ ورورفته و کمی ظرف و ظروف. دوسه تا صندوق خالیِ مهمات هم کمد وسایلش بود!(1)
شهید سیدعلی حسینی
1- . ساکنان ملک اعظم 3، ص43.