- آخرِ مهربانی 1
- اشاره 1
- غیرمستقیم 3
- شادی در خانه 7
- تکمیل ایمان 9
- محاسبۀ روزانه 11
- اسیر که نیاورده ام 13
- توقدم های مرا محکم می کنی 15
- اولین هدیۀ چمران 17
- در برابرم به قامت می ایستاد 19
- در بدترین روزها با هم خوش بودیم 21
- هرطور خودت دوست داری! 23
- فقط غذا! 25
- وسایل مان را کادو می بردیم! 27
- زندگی در یک اطاق کوچک 29
- وسایل زندگی شهید 31
- گامِ اولِ دنیا 33
- تعمیر دستۀ عینک 37
- این نامۀ اعمال من است! 41
- اختلاف دو خانواده را حل کرد 43
- از جنس خاک 45
- حساب سختِ نفس 47
تصویر
اختلاف دو خانواده را حل کرد
بین دو خانواده کمی اختلاف بود. پدر و مادر مجید حسابی ناراحت بودند که به عروسی دعوت نشده بودند. وقتی مجید موضوع را فهمید، به خانواده اش گفت: «چیز مهمی اتفاق نیفتاده است، برویم خانۀ فلانی و عروسی بچه شان را تبریک بگوییم!» پدر و مادرش راضی نمی شدند. مجید رفت هدیه تهیه کرد و با اصرار، پدر و مادرش را به آنجا برد. این کارِ مجید باعث شد که اختلاف دو خانواده حل شود.(1)
شهید مجید جعفری
1- . پسران گل بانو، ص121.