- مقدمه 1
- 1-تعریف مرحوم شیخ انصاری 7
- تعریف حکم ظاهری و حکم واقعی از دیدگاه فقها 7
- اشاره 7
- 2-تعریف مرحوم آخوند 8
- 3-تعریف مرحوم مظفر 9
- 4-تعریف مرحوم مشکینی 10
- 5-تعریف نظر پژوهشگر پایان نامه 11
- 2-حکم 12
- تعریف مفاهیم و اصطلاحات کلیدی 12
- 1-جمع 12
- 3-حکم تکلیفی 15
- 4-در جایی دیگر حکم تکلیفی چنین تعریف شده است 16
- 4-حکم وضعی 17
- 5-حکم تکلیفی واقعی و حکم تکلیفی ظاهری 17
- 7-ملاکات احکام 18
- 6-کیفیت جمع 18
- 8-تنافی از حیث مبدأ 18
- 9-تنافی از حیث منتهی 19
- اشکالات تعبد به ظنون از نظر ابن قبه 20
- اشاره 20
- نظر مرحوم شیخ درباره امکان و عدم امکان تعبد به ظنون 21
- اشکالات تعبد به ظنون بنا به نظر مشهور 22
- اشاره 22
- 2-اشکالات مرحوم آخوند بر نظر مرحوم شیخ 28
- 4-دفاع مرحوم خویی از نظر مرحوم شیخ 29
- 3-اشکال مرحوم نایینی بر نظر مرحوم شیخ 29
- اشاره 32
- محاذیری که در تعبد به ظن مورد توهم واقع شده است 35
- اشاره 35
- ج)محذور سوم:اجتماع اراده وجوبیه و تحریمیه 44
- ه)بیان متأخرین از محاذیر تعبد به ظنون در نظر مرحوم خویی 46
- د)محذور چهارم:تدافع و تعارض بین ملاکات احکام 46
- 1-بررسی راه کار مرحوم محقق نایینی 49
- اشاره 49
- اشاره 49
- دیدگاه امام خمینی رحمه الله 49
- اشاره 50
- قسم اول:طرق و امارات 50
- اشکالات مرحوم امام بر این راه حل 51
- قسم دوم:اصول محرزه 56
- قسم سوم:اصول غیرمحرزه 57
- اشاره 58
- 2-تقسیم شک به دو اعتبار از نگاه مرحوم نایینی 58
- اشاره 67
- اشکالات مرحوم امام بر نظر مرحوم آقاضیاء 72
- اشاره 76
- 4-بررسی راه کار مرحوم فشارکی 76
- اشکالات مرحوم امام بر نظر مرحوم فشارکی 80
- 5-بررسی راه کار مرحوم امام خمینی 83
- اشاره 83
- 1-بررسی مسئله امکان تعبد به ظن 87
- 2-دو مقام برای جمع بین احکام ظاهری و واقعی 90
- 3-راه کار مرحوم خویی 104
در تعارض و تضاد باشند که در علم اصول از این تنافی به تعارض تعبیر می شود؛لذا علمای علم اصول می گویند جعل و تشریع دو حکم منافی و معارض بالنسبه به موضوع واحد،از حکیم و شارع مقدس محال است؛مثل این که شارع ازیک طرف حکم به وجوب نماز جمعه در عصر غیبت کند و ازطرف دیگر حکم نماید که نماز جمعه در این عصر حرام است.
9-تنافی از حیث منتهی
«تنافی از حیث منتهی»آن است که دو حکم در مقام جعل و تشریع،هیچ تنافی و تضادی با هم ندارند بلکه هر دو دارای ملاک می باشند؛مثل این که شارع مقدس در یک جا بگوید:نجات غریق واجب است و در جای دیگر بگوید:وارد شدن در ملک غیر بدون اذن مالک حرام است.این جا در مقام جعل و تشریع قانون هیچ تضادی بین این دو حکم وجود ندارد،زیرا هر دو حکم دارای مصلحت و مفسده ذاتی می باشند،اما در مقام امتثال بین این دو حکم،تنافی و تضاد به وجود می آید،زیرا مکلّف قدرت اتیان و امتثال هر دو حکم را ندارد.برای مثال شخصی در حال غرق شدن است و کسی که می خواهد او را نجات دهد باید برای نجاتش وارد ملک غیر بشود؛در این جا امکان ندارد که مکلّف هم آن غریق را نجات بدهد و هم وارد ملک غیر نشود؛ازاین رو علما از تنافی از حیث منتهی تعبیر به تزاحم می کنند که مکلّف در آن واحد،قدرت بر اتیان و انجام دادن دو مأموربه را ندارد.بنابراین بحث مهم باب تعارض مربوط به باب تنافی از حیث مبدأ می شود و بحث بسیار مهم باب تزاحم،مربوط به تنافی از حیث منتهی می شود.پس در حقیقت یکی از تفاوت های بسیار مهم باب تعارض و باب تزاحم،تنافی از حیث مبدأ و تنافی از حیث منتهی می باشد.