- مقدمه 1
- اشاره 6
- شرایط تاریخی 11
- کریستوفل کشیش آلمانی 16
- تحولات مهم از 1348 تا 1394 17
- اهداف و خط مشی 19
- تغییر خط مشی 21
- ساختار تشکیلاتی 24
- فعالیت و کارکردها 30
- موانع و مشکلات 34
- مدیران مبرّز و موفق 34
- استقرار دفترها 35
- اشاره 36
- اشاره 38
- آیت اللّه سید ابوالحسن شمس آبادی 38
- آیت اللّه سید حسن فقیه امامی 39
- حجت الاسلام والمسلمین مهدی مظاهری 44
- حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین منصور زاده 47
- سید مرتضی سلامتیان 48
- محمد بصیری 49
- احمد بصیری 51
- عبدالعلی مصحف 52
- حسین گلبیدی 54
- مهدی اقارب پرست (متولد 1315 در اصفهان) 64
- محمد فولادگر 65
- مصطفی یراقی 70
- سید حسین علوی 77
- دیگر اعضای هیئت مؤسس و هیئت امناء 97
- آیت اللّه سید حسین خادمی 98
- اشاره 98
- سید علی اکبر پرورش 99
- حامیان 103
- اشاره 108
- مصطفی یراقی 111
- اشاره 166
- محسن مظاهری 166
- اشاره 169
- اشاره 219
- محمدرضا کربکندی 238
- معین وصال 238
- یداللّه قربعلی 238
- محبوبه سالم 238
- رضا طیب نیا 239
- سید رضا ملاباشی 239
- علیرضا سیفی اصفهانی 239
- مهدی اقارب پرست 240
- اشاره 252
- آمار فعالیت های سال 94 255
- گسترش ارتباطات 259
- همایش روز جهانی عصای سپید 260
- اشاره 260
- اشاره 273
- اشاره 336
- اشاره 361
- اشاره 454
- شخصیت و فعالیت های کریستوفل 457
- اشاره 457
- تعلیم و تربیت معلولان شرق 458
- خط مشی کریستوفل 461
- خط بریل 462
- نهادسازی برای نابینایان 462
- فعالیت های آموزشی در تبریز 463
- آموزشگاه کریستوفل در اصفهان 465
- مدرسه شوریده شیرازی در شیراز 466
- مدرسه نورآیین اصفهان 468
- مدرسه ابابصیر اصفهان 469
- آموزشگاه کریستوفل بعد از پیروزی انقلاب اسلامی 470
- تأسیس هیئت تبشیری نابینایان 472
- سازمان نابینایان کریستوفل 473
- قابل توجه ریاست محترم سازمان های بهزیستی و استثنایی 476
- علل و عوامل تأسیس ابابصیر 477
- گزارش حبیب اللّه نوبخت 481
- دیدگاه پری زنگنه 482
- دیدگاه هوشنگ مظاهری 486
- اشاره 504
- خلاصه گزارشی از آموزشی ابابصیر، 1358 513
سرانجام وی در سال (1955م/ 1334ش) در اصفهان درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.(1) اکنون به فعالیت هایش در زمینه معلولیت و معلولان می پردازیم. البته فعلاً درباره گرایش و انگیزه او بحث نمی کنیم. زیرا لازمه داوری درباره انگیزه و نیات و اهداف او دسترسی و مطالعه همه اسناد و مدارک است. و هنوز به این اسناد و مدارک دسترسی کامل نداریم.
خط مشی کریستوفل
محققان و نویسندگان ایرانی، دیدگاه و موضع واحدی درباره کریستوفل ندارند. عده ای درباره او، موضع و نگاه منفی دارند و او را عمله و مزدور غرب در ایران می دانند. و عده دیگر به خدماتش به معلولان و نابینایان می نگرند و او را خدمتگزار این قشر معرفی می نمایند.
مرحوم دکتر عبدالهادی حائری کتاب قطور و حجیمی به نام نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران با دو رویه تمدن غرب نوشت و به تفصیل نخستین، اصحاب کلیسا را که در ایران خدمات و فعالیت هایی داشته اند، معرفی کرد. به نظر ایشان اصحاب کلیسا را که به شرق می آیند و گاه تمامی عمر خود را وقف خدمت و فعالیت می نمایند عمله استعمار می داند و تمامی کسانی - از اصحاب کلیسا که نام برده را هماهنگ با استعمارگران غرب معرفی می کند.(2) ولی از نظر عقلی و منطقی می توان ارباب کلیسا را به سه دسته تقسیم کرد: یک دسته رویکرد و انگیزه انسان دوستی دارند و فقط به فکر خدمت به مردم و اقشار آسیب دیده یا خدمت به علوم و فنون هستند. دسته دیگر با انگیزه سیاسی و استعماری آمده و هدفی جزء شناسایی شرق برای چپاول بیشتر و زیر سلطه بردن بیشتر ندارند؛ دسته سومی هستند که با هدف دینی و معنوی آمده اند و انگیزه اصلی آنها خدمت به کلیسا و مسیحی سازی مردم شرق بوده، اینان هم گاه در راستای خدمت به استعمار، کار کرده اند.
اسناد و مدارک درباره کریستوفل تا حالا، چون همه اسناد را ندیده ایم نشان می دهد که او خدمات بی شماری برای نابینایان و ناشنوایان در ترکیه و ایران داشت و از گروه سوم است. او از بُن روح و ذهنش معتقد بود اگر معلولان شرق مسیحی شوند و از اسلام دست بردارند به سعادت و خوشبختی می رسند. زیرا کلیسا آنان را زیر پوشش قرار می دهد و امکانات رفاهی برای آنان فراهم می نماید. به نظر کریستوفل مسلمانان، معلولین را به گدایی و کارهای حقیر وا می دارند چون زندگی و رفاه آنان را نمی توانند تأمین کنند.
البته دیدگاه ایشان را می توان نقد کرد و گفت: صدر اسلام که رهبران اصیل حاکم بودند معلولین در فقر و بدبختی نبودند و مثل مردم دیگر از رفاه برخوردار بودند. قرآن و روایات هم دستوری در نفی رفاه آنان ندارد بلکه تأکید فراوان بر رسیدگی به آنان دارند. اما در دوره معاصر به دلیل سلطه استعمار و عُمال استعمار بر شرق و چپاول ثروت های آنان، عموم مردم به ویژه معلولین به فقر و بدبختی افتادند.
بنابراین علت اصلی بدبختی و عدم رفاه غربی ها هستند و کلیسا باید به سراغ آنها برود و از آنان بخواهد دست از استثمار و استعمار شرق بردارند. البته خود مسلمانان هم در سرنوشت خودشان مؤثر هستند و باید با شناخت صحیح اسلام و عمل به معارف قرآنی سرنوشت خود را عوض کنند. به ویژه
1- . مظاهری، آرامگاه خارجیان در اصفهان، صص 39-40.
2- . نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران، ص 493-496.