فرهیخته و فعال مدنی خانم اقدس کاظمی: زندگی نامه و کارنامه ی ویژه فعالیت های معلولیتی صفحه 261

صفحه 261

هدیه به خانم مژگان

یک دانش آموز به نام AN

مدتی پیش، بین اوراق قدیمی، نامه یکی از دانش آموزانم توجّهم را جلب کرد که در تاریخ 16/11/1351 با امضای A.N برای این جانب همراه با یک شعر فرستاده بود. در این جا فقط به درج آن شعر مبادرت می نمایم.

با نگاهی گرم،

چشم در چشمان من دوزد.

با بیانی خوش،

راز زندگی گوید.

خنده های تلخ و شیرین،

بر لبانش نقش می بندد.

از دو رنگی می گریزد،

با خدایش عهد می بندد.

گوشه ای تنها،

دور، از جنجالِ آدم ها،

در کنار کودکانش،

بر حماقت های این نامردمِ

مردار خوارِ پست می خندد.

گویدم: آیا

تو بر گفتار این مردم

نمی خندی؟

و یا بر هرزه گی های پوچ

پوچ گریان، نیز پابندی؟

مرا، این هرزگان، یک هرزه می خوانند،

و چون بی همسرم، بی همسری را،

منطقی عالی و استادانه می دانند.

تو بر این منطقِ بی منطقان

آیا نمی خندی؟

چه پاسخ گفتمش! خامُش،

ولی امروز می گویم که می خندم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه