اگر دولت کند فکری اساسی
تشکل های صنفی و سیاسی:
شود با کار آموزش هماهنگ
تجلی می کند در کار فرهنگ
تعاون لازم آمد بهر هر کار
که از آن ها شود این ملک پربار
ولیکن نیز امایی ست اینجا!
که قانون را نماییم خوب اجرا
معلم با سیاست نیست کارش
در این ره عشق باشد راهکارش
اگر رنگ سیاست را بگیرد
در این مجموعه هرگز جا نگیرد
معلم عاشق درس و کلاس است
که کارش موجب حمد و سپاس است
فقط عشق است معیار معلم
همه پیداست در کار معلم
صفا و مهرورزی پیشه ی اوست
که علم و مهر در اندیشه اوست
معلم انتظاری را ندارد
چو در این راه جان را می گذارد
ولی دارد توقع در رسالت
که باشد خاطرش از رنج راحت
معلم خاطری ناشاد دارد
که بر کارش اثرها می گذارد
معلم مشکلاتش اقتصادی ست
گرانی هست و دور از چشمها نیست
معلم روزگارش سخت و تار است
فقط بر کار خود امیدوار است
معلم هست چون معمار و خلاق
بود سازنده در ایمان و اخلاق
معلم در جهان پایه گذار است
که خلاق است و چون پروردگار است
2-
یقیناً علم با دین پایدار است
که این سرلوحه آموزگار است
گر آگه هستی از مهر معلم
بباید بود در فکر معلم
گرسنه نیز خود ایمان ندارد
خبر از حال این و آن ندارد
معلم گرچه کارش سوز و ساز است
ولی او را دو صد راه نیاز است
3-
بگو برنامه فرهنگیان چیست؟
که این (برنامه و نقش کلان چیست)؟
اگر درد معلم را بفهمید
تمام مشکلاتش را بسنجید
نیازی بر فراخوان نیست در کار
نه می خواهد سمینار و سمینار
4-
که «نقش کیفیت در زندگانی»
چنان پیداست خود بهتر بدانی
معلم ها همه در حال زجرند
برای آنکه زیر خط فقرند
تماماً آگهید از درد آنان
که سختی هایشان باشد فراوان
ولی آنها طرفدار نظامند
از این رو خارج از بحث و کلامند
همه آرام همچون شمع سوزند
که نوری پاک و زیبا برفروزند