- مقدمه 1
- تقلب بنی امیه، تغییر نام فرزندان اهل بیت علیهم السلام 5
- تحریف نام های فرزندان امام علی 7
- خفقان و کشتار 8
- دلائل روائی: عدالت صحابه، دروغی مسلّم. 17
- عدم انتخاب کنیه برای اطفال: 22
- مظلومیت حضرت فاطمه علیها السلام، 24
- نمونه ای از منزلت و شأن حضرت فاطمه علیها السلام در حدیث 27
- ابوبکر بن علی نامی که تغییر یافته 33
- اختلاف در مقتل عبداللَّه بن علی 40
- یکی بودن اسم و کنیه 42
- تحریف اسم عمرو بن علی 43
- فصل چهارم 43
- لَا تَتسّموا بِأَسْمَاءِ أَعْدَائِنَا 46
- ذهبی ناصبی شاگرد ابن تیمیه است. 49
- نظر ابوالفرج اصفهانی متوفی 356هج . 49
- نظر طبرانی متوفی 360هج . 50
- نظر قاضی ابو حنیفه نعمان مغربی متوفی 363هج . 50
- نظر مجلسی در بحار: 51
- نظر ابن حجر عسقلانی: متوفی 852هج . 52
- تحریف اسم عبداللَّه بن حسن بن علی بن ابیطالب 56
- تحریف اسم عبداللَّه بن حسن به علی بن ابی طالب 58
- تحریف عمرو بن حسن بن علی بن ابیطالب 61
- موانع دینی و سیاسی: 62
- تحریف اسامی پسران حضرت سیدالشهداء 65
- فصل هفتم 65
- نیرنگ برای تغییر نام عبداللَّه رضیع: 65
- چه کسانی رهبران جامعه هستند؟ 69
- موضع امیرمؤمنان علی نسبت به اهل سقیفه 85
- فصل نهم 85
- ادعایی عجیب و باور نکردنی 111
- امیر مؤمنان علی علیه السلام با خلفاء بیعت ننموده است: 112
- شیعیان می گویند: 116
- نظر مردم درباره اهل سقیفه: 118
- فروش منصب های دولتی: 122
- فصل دهم 127
- ادعا: ساختن دختری به نام ام کلثوم برای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلموسلم و تزویج او به عثمان! 127
- حمله به فرزندان ائمه معصومین علیهم السلام 127
- بلاذری وجود دختری به نام ام کلثوم را نفی می کند: 130
- فصل یازدهم 133
- ازدواج ام کلثوم دختر امیر مؤمنان علیه السلام با عمر 133
- توطئه بنی امیه ازدواج ام کلثوم با عمر 138
- دروغ برای فضیلت سازی پادشاه 140
- امتناع اهل بیت علیهم السلام از تزویج دخترانشان با مخالفین 142
- عادت بنی امیه، ساختن داستان های دروغ 144
- نماز پیامبراکرم بر ابن ابی(منافق) 146
- 1- مخالف بودن حدیث با قرآن: 148
- بررسی و پاسخ: 148
- 4- تضعیف حدیث توسط علماء 151
- تحریف حدیث در زمان عثمان 155
- سرگذشت حدیث در دوران معاویه 155
- مخالفت با اصول دین: 159
- اخراج شیعیان از بستهای دولتی 164
- کشتار شیعه 165
- اموال معاویه برای تحریف احادیث 166
- درگیری نواصب با عمربن عبدالعزیز 171
- اقدامات معاویه برای تحریف حدیث 176
- دروغ های ابو هریره در زمان بنی امیه 180
- سرنوشت حدیث در دوران خلفاء بنی امیه 180
- عمربن عبدالعزیز و حفظ حدیث 181
- تحریف حدیث در دوران بنی عباس 182
- تالیفات بخاری 186
- علماء معترض 190
- انتقاد ابن حجر از بخاری و مسلم: 193
- چاپ کتاب بخاری 197
- سفارش معاویه به مغیره 200
- شهر حلب، کشتار شیعیان: 202
- نظرکرد علی 205
- فتوای نوح حنفی 206
- شرح عالم و شاعر بزرگوار ابراهیم یحیی. 208
- شیعه و علم 210
- روش علمی ما در حدیث 212
- حدیث مشهور نبوی 219
- دشمنی منافقان با حضرت حسین 224
- امتناع اهل سقیفه از اسماء اهل بیت برای نام گذاری 247
- تغییر نام عمرو بن علی بن الحسین السجاد 250
- تغییر اسامی فرزندان معصومین علیهم السلام 250
1- 414. فتح الباری لابن حجر 1/157 إرشاد الساری للعسقلانی 7:1 تدریب الراوی للسیوطی 90: /59. أضواء علی الصحیحین الشیخ محمد صادق النجمی ص: 58.
2- 415. ذکر الشلبی فی کشف الظنون أکثر من أربعین مسنداً و قال: إن أهم هذه المسانید و أشهرها مسند أحمد بن حنبل الذی یحتوی علی أکثر من ثلاثین ألف حدیث.
3- 416. هدی الساری مقدمه فتح الباری.
صحیح مسلم و پس از او محمد بن یزید بن ماجه قزوینی در سال 283 کتاب سنن، ابو داود سلیمان بن داود سجستانی در سال 275، محمد بن عیسی ترمذی در سال 279، سنن ترمذی، احمد بن شعیب نسائی در سال 303 سنن خود را که به آن «المجتبی» گفته می شود، نوشتند.
این کتب شش گانه (صحیح بخاری و صحیح مسلم، سنن محمد بن یزید بن ماجه قزوینی، سنن ابن داود، سنن ترمذی، سنن نسائی) ارکان اصلی جوامع اهل سنت را تشکیل می دهند که مرجع آنان در اعتقادات، فروع، تفسیر و تاریخ است که با گذشت زمان به «صحاح سته» معروف که گاه گفته می شود: صحیح بخاری و صحیح مسلم و به چهار کتاب دیگر «سنن» اطلاق می گردد. بعد از این کتاب ها، صدها جامع تصنیف کردند که به آنها «مسند، مستدرک، مستخرج» نام داده اند که البته هیچیک از آنها در نزد اهل سنت به مرتبه «صحاح سته» نرسیده است.
تفاوت بین صحاح و مسانید
صحیح در اصطلاح، حدیثی است که سند آن از طریق راویان عادل و متدین به پیامبر عظیم اسلام صلی الله علیه وآله وسلمیا یکی از ائمه علیهم السلام می رسد، کتب ششگانه، صحاح نامیده شده اند زیرا احادیث آنها و محتویاتشان از قبیل: راوی، سند و متن دارای شرایط صحت است هرچند اصحاب آن در شروط صحت حدیث با یکدیگر اختلاف داشته باشند، لذا امکان دارد حدیثی نزد یکی از آنان صحیح و به نظر دیگری بطور کامل فاقد شرایط صحت باشد(1).