ابو طالب؛ بزرگ مکه صفحه 50

صفحه 50

با همین عقیده است که وقتی علی(علیه السلام) از سوی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دعوت به اسلام می شود، از پیامبر(صلی الله علیه و آله) اجازه می خواهد تا قضیّه را با پدرش در میان بگذارد و می گوید:

«یا رسول الله! حتّی امضی و أستاذن والدی».

«ای پیامبر خدا! اجازه بدهید که پیش پدرم بروم و از او اجازه بگیرم».

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) که به ایمان و عقیدۀ ابوطالب باور داشت، فرمود:

«إذهب سیأذن لک».

«برو، او به تو اجازه خواهد داد».

این کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ایمان ابوطالب اشاره دارد و این مطلب را می رساند که آن حضرت می دانست که ابوطالب او را تأیید خواهد کرد. در غیر این صورت، جایز نبود که از کافری برای مسلمان شدن اجازه گرفته شود! ابوطالب در جواب علی(علیه السلام) گفت:

«ای فرزندم! می دانی که محمّد(صلی الله علیه و آله) از زمانی که بوده امین خداوند بوده است. پیش او برو و از او پیروی کن که به فلاح و رستگاری خواهی رسید». (1)


1- (1) - الغدیر: 7/ 356، به نقل از ابی بکر شیرازی در کتاب تفسیرش.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه