ابو طالب؛ بزرگ مکه صفحه 54

صفحه 54

عبّاس به وی عرض کرد:

«ای برادر زاده ام! تو می دانی که قریش حسودترین مردم نسبت به فرزندان عبدالمطّلب هستند و تا وقتی که این خصلت را دارند، به شدّت به مقابلۀ با تو و رسالت تو برخواهند خاست؛ بنابراین، پیش ابوطالب برو که او بزرگترین عموی تو است و اگر تو را یاری نکند، تو را تنها نمی گذارد و تو را تسلیم نخواهد کرد».

آنان با هم به سوی ابوطالب رفتند. وقتی که ابوطالب آنان را دید، گفت:

«گمان می کنم که برای کار خیری آمده اید. چه چیز باعث شد تا در این وقت پیش من بیایید؟!».

عبّاس، آنچه را که رخ داده بود، تعریف کرد. ابوطالب رو به محمّد(صلی الله علیه و آله) کرد و گفت:

«برو و امر خود را آشکار کن. ای برادر زاده ام! بدان که تو جایگاه و مقام رفیعی خواهی داشت. هیچ زبانی تو را سرزنش نخواهد کرد، مگر آن که زبانهای تیزتر و برّنده تر آنها را جواب خواهند داد وشمشیرهای برّنده آنها را قطع خواهند کرد. بدان که تمام عرب، مطیع تو خواهند شد، هر آینه پدرم که تمام کتابها را خوانده بود، می گفت: از صلب من پیامبری ظهور خواهد کرد. دوست دارم که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه