- سخن مجمع 1
- اشاره 27
- جانشینی ابوطالب به جای پدرش 34
- ابوطالب از دیدگاه ثابت بن جابر و اکثم 36
- اشاره 37
- روش اوّل 43
- روشهای حمایت ابوطالب از پیامبر(صلی الله علیه و آله) 43
- روش دوّم 46
- روش سوّم 48
- روش چهارم 51
- روش پنجم 52
- اشاره 56
- مواضع ابوطالب در مقابل اقدامات سران قریش 59
- اقدام اوّل 59
- اقدام دوّم 60
- اقدام سوّم 61
- اقدام چهارم 64
- اقدام پنجم 65
- اقدام ششم 65
- اوّل: موضع رسول خدا(صلی الله علیه و آله) 69
- دوّم: موضع ائمّۀ اطهار 73
- سوّم: شهادت صحابه به ایمان ابوطالب 79
- اشاره 83
- اوّل: ریشه های تاریخی برای تکفیر ابوطالب 83
- اشاره 98
- سوّم: مناقشه در دلایل قایلان به کفر ابوطالب 98
- نقد و نظرهایی دربارۀ روایت سعید بن مسیّب 107
- منابع اثبات کفر ابوطالب 128
- اشاره 128
- اشاره 136
- حدیث ضحضاح 136
- 1- ضعف اسناد روایت ضحضاح 137
- 2- متن حدیث ضحضاح مخالف کتاب و سنّت است 140
ابوسفیان؛ صخر بن حرب بن امیّه یکی از مدّعیان بود. او پرچمدار قریش بود و فرماندهی نظامی قریش را برعهده داشت. (1)
با وجودی که همۀ قریشیان به سیادت، شرافت و قوّت ابوطالب اعتراف می کردند، ولی با این حال، حسادت و رقابت قدیمی هاشم و امیّه، هنوز باقی بود و گاهی در حرکات و گفتارهای ابوسفیان ظاهر می شد. شرافت بنی هاشم و جایگاه و موقعیّت بالای آنان در داخل مکّه و خارج آن باعث می شد که امویان به شدّت در فشار و اضطراب باشند و حقد و کینۀ آنان را به دل بگیرند.
ابوسفیان در ضمن سفرهایش شنیده بود که به زودی پیامبری از فرزندان عبد مناف ظهور خواهد کرد. او وقتی که این را شنید، گمان کرد که شاید خودش همان پیامبر برگزیده باشد و فقط خودش اهلیّت و شایستگی نبوّت را دارد و عاقلانه نمی دانست که با وجود خودش، نبوّت در میان بنی هاشم قرار گیرد!! (2)
ابوسفیان منتظر ندای آسمانی بود تا دماغ بنی هاشم را به خاک بمالد و سیادت را از آنان بگیرد و به آنان ثابت کند که او از طرف آسمان، مورد حمایت و تأیید است. (3)
1- (1) - السیره الحلبیّه: 1/ 15، باب نسبه الشریف(صلی الله علیه و آله).
2- (2) - السیره الحلبیّه: 80/1؛ الخصائص الکبری: 1/ 41.
3- (3) - السیره الحلبیّه: 1/ 15 - 12.