مهمان باد و باران صفحه 16

صفحه 16

چه کسی میگوید سنگها حرف نمیزنند؟!

سالهاست مرد راوی در خیالش از آن زن پوزش میخواهد. باید به مرد راوی کمک کنم. شاید به خوابهایش بروم. میخواهد مرا بنویسد. نمیخواهد از من قهرمان بسازد و شعار بدهد. دوست دارد مرا آنگونه که بودم، بنویسد و این چقدر خوب است.

تا یادم نرفته بگویم جایی که ما هستیم «زمان» مفهوم دیگری دارد. قبل از سی و سه سال پیش، «دیروز» یعنی زمانی که سپری شده و «امروز» مثلاً همین حالا که دارم گزارش چند روز پرسههای شبانه روزیام را تعریف میکنم. «فردا» هم که هنوز نیامده و باید بخوابید و منتظر طلوع آفتاب فردا باشید.

در شرایطی که ما قرار داریم، دیروز و پارسال و حالا و سالهای بعد خیلی با هم تفاوتی ندارند. ما در موقعیتی هستیم که اسیر زمان و حتّی مکان هم نیستیم. میتوانیم در یک لحظه چند جا باشیم. سفر کنیم به گذشته و آینده به تعبیر اهالی سیّارهای که نامش زمین است. اینجا به ما روزی داده میشود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه