فصل ششم: کوبنده
***
هر روز بعد از نماز صبح چند صفحه قرآن میخوانم. یادش بخیر روزهایی که مدرسه نمیرفتم هنوز و جنب گرمابه حسینی میرفتم و با هفت هشت ده بچه قد و نیمقد قرآن یاد میگرفتم. دعا میکنم آن بانو که در واقع نخستین آموزگار من بود، هرجا که هست، سالم و سربلند باشد. القارعه.
کوبنده. یکی از نامهای قیامت است. رستاخیز. آیا برای رستاخیز باید منتظر صور اسرافیل بود. فرشتهای که بر شیپوری میدمد و زمین و زمان را در هم میریزد. یا در طول زندگی هر انسان شور و قیامتی برپا میشود یا باید بشود؟ صمد! چه چیزی در وجود تو باید درهم کوبیده شود؟ رستاخیزِ تو در عرصه وجود کی آغاز میشود؟ کوبنده.
چیست کوبنده؟ و تو چه دانی قارعه چیست؟ روزی که مردم چون پروانگان پراکنده باشند. یاد داستانی میافتم که پروانهها در دل شبی ظلمانی دور هم بودند و