ملاقات سیزدهم: هدای ورزشکار بسیجی صفحه 1

صفحه 1

فصل یک: بعد از سیزده سال

سر کوچه ایستادهام. خبردادهاند که او امروز برمیگردد. اگر دست من بود، کوچه را برای بازگشت پهلوان سعید آذینبندی میکردم. چون آخرین چرخشهای پروانهوارش در گود، بینظیر بوده و رکورد قبلیاش را شکسته است.

خرافاتیها عدد سیزده را نحس میدانند، اما برای آنها که منتظر برگشتن سعیدند، عدد مبارکی است. او بعد از سیزده سال به خانهاش برمیگردد. زمانی که برای من خیلی دیر گذشت. حالا که پهلوان میآید، میتواند برایم از ماجرای آخرین رکوردش بگوید. صدبار چرخیدن در دقیقه، کاری بود که فقط از عهدهی سعید برمیآمد. پیش از این خیلیها تلاش کرده بودند که رکود او را بشکنند، اما نتوانسته بودند.

او امروز میآید. هرچند مطمئن هستم با این جمعیتی که برای استقبال از او جمع شدهاند، به زودی فرصتی پیش نخواهد آمد که با او حرف بزنم. اما میدانم بعد از آنکه آبها از آسیاب افتاد و همه دوباره به سراغ کار و زندگیشان رفتند، مجال این را خواهم داشت که راز سریعترین چرخ زدنها را از او بپرسم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه