ستارگان حرم: اختران حریم معصومه (س) - 12 صفحه 152

صفحه 152

گروهی از سران سپاه سلجوقی نزد برکیارق آمدند و از او خواستند تا مجدالملک را به آنان تحویل دهد. برکیارق که به خوبی می دانست وزیر دانشمندش انسانی پاک و بی گناه است، درخواست آنان را اجابت نکرد. هر چه آنان اصرار ورزیدند که وارد خیمه شاهی شوند او اجازه ورود به آنان نداد. اما آن افراد، ناگهان به زور وارد سراپرده برکیارق شدند و با شمشیرهای بُرّان، بدن مجدالملک را قطعه قطعه کردند. به این ترتیب ایران را از خدمات یک انسان ارزشمند و فرهنگ دوست، محروم ساختند و لکّه ننگی در تاریخ برای خود حک کردند.

بیشتر مورّخان، بلکه همه آنان، تاریخ شهادت مجدالملک قمی را در اواخر قرن پنجم هجری، سال 492، نوشته اند.

ابن اثیر می گوید: شگفت این جا است که مجدالملک همواره، در سفر و غیرسفر کفن خود را همراه داشت. روزی کلیددار او در صندوق را باز کرد. هنگامی که چشم مجدالملک به کفن افتاد، با خود گفت: این کفن به چه کار آید؟ زندگی من با کفن کردن بدنم به آخر نخواهد رسید.(1) از این کلام ابن اثیر معلوم می شود که گویا به آن مرد بزرگ الهام شده بود که کشته خواهد شد.

بعد از شهادت او، در حالی که 51 سال بیشتر عمر نداشت، پاره های تن او را به کربلا برده و در کنار مرقد سالار شهیدان به خاک سپردند.(2)

پاسخ به یک پرسش

ممکن است این سؤال به ذهن آید که شیعه خالصی چون اسعد بن حسن، چگونه توانست در دولت سلجوقیان که غیرشیعه بودند، داخل شود؟ انگیزه سلجوقیان و خود او از وزارت چه بود؟


1- الکامل فی التاریخ، ج 10، ص 299؛ اعیان الشیعه، ج 3، ص 299 و مجالس المؤمنین، ج 2، ص 460 .
2- اعیان الشیعه، ج 3، ص 299 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه