ستارگان حرم: اختران حریم معصومه (س) - 12 صفحه 38

صفحه 38

به نام آقای مشرقی (ره) داشت که با هم به درس استاد ستوده می رفتند. آقای ستوده گاهی که آقای قرائتی را می دید، به شوخی به او می فرمود: «آقای مغربی، آقای مشرقی کجاست؟!»

روزی چند نفر از شمال به محضر [حضرت امام آیه الله العظمی ] آقای خمینی (ره) آمده بودند تا یک نفر روحانی را به روستای خود برای تبلیغ ببرند. به آقا عرض کردند: «سیّد نباشد.» آقا فرمود: «چرا؟» گفتند: «اگر خُلقمان تنگ شد و خواستیم به او فحش بدهیم، سیّد نباشدکه بی احترامی شود!!»

یکی از علما به نام شیخ ابوالحسن سره بندی در مسجد خود، سیزده سال مسائل مربوط به شکیات نماز را برای اهل آن مسجد می گفت. یکی به او گفت: «دیگر مسئله ای وجود ندارد، همه اش همین مسأله شکیات است؟» آقای سره بندی در پاسخ فرمود: «هنوز شک دارم که همین شکیات را که آن همه گفته ایم، فهمیده اید یا نه؟!»

کوتاه سخن آن که درس های استاد ستوده، برای رفع خستگی و ادخال السّرور، مشحون از لطیفه های ظریف و سرورانگیز بود تا شاگردان بانشاط بیشتر درس ها را فرا گیرند، به گفته یکی از شاگردانش:

«ایشان مطالب پیچیده درس را با بیان شیوا و روان بیان می کرد. درس او خشک نبود که خسته کننده شود، بلکه با مطایبات و شوخی های نشاط بخش آمیخته بود. سه درس پشت سر هم در محضر او می خواندیم و خسته نمی شدیم؛ بلکه مثل خوردن غذای لذیذ برای ما لذّت بخش و نشاط آور بود. هنوز آهنگ دلنشین او و چهره خندانش از درون شبستان های مسجد امام حسن عسکری (ع) قم به گوش می رسد و دیده می شود. روحش شاد!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه