ستارگان حرم: اختران حریم معصومه (س) - 31 صفحه 325

صفحه 325

متأثر شدند و دریافتند که واقعیت های تلخی در پشت ظواهر فریبنده پنهان بوده است.(1)

از مهم ترین صفات امامان معصوم اهل بیت علیهم السلام و از ویژگی های مدافعان جبهه حق و دلاورمردان خدایی، شهامت در راه خداست؛ به گونه ای که با تمام وجود در راه احیای حق مقاومت می کنند. خداوند متعال مؤمنین جهادگر در راه خدا را ستوده، و می فرماید:

((یجاهدون فی سبیل اﷲ و لایخافون لومه لائم ذلک فضل اﷲ یوتیه من یشاء و اﷲ واسع علیم))(2)؛

آنان در راه خدا جهاد می کنند

و از سرزنش هیچ ملامت گری

نمی ترسند و این [روحیه شجاعانه] فضل خداست و به هر کس که بخواهد عطا می کند

و خداوند وسعت دهنده تواناست.

انتقال مخفیانه به قم

شیخ هادی نوری پسر دیگر شیخ به همراه خانواده وی، جنازه شیخ را مخفیانه به منزل بردند و در حالی که غسل و کفن شده بود در اتاقی گذاشتند و آن را تیغه کردند و برای اینکه کسی بویی نبرد مراسمی ظاهری گرفتند و جنازه ای غیر واقعی را در قبرستان دفن کردند و صورت قبری برای آن ساختند. پس از هیجده ماه که مردم، کم کم باخبر شده بودند و می آمدند و پشت دیوار فاتحه می خواندند و می رفتند، احتمال خطر از هر سو می رفت. دختر شیخ شهید می گوید:

دیشب مرحوم آقا را خواب دیدم که خیلی خوش و خندان بود، ولی من در همان عالم خواب گریه می کردم.

آقا به من گفت: گریه نکن، همان بلاهایی را که سر سیدالشهدا آورند، سر من هم آوردند. این ها می خواهند نعش مرا دربیاورند تا درنیاورده اند زود آن را به قم بفرست. از این رو جنازه مطهر شیخ را بعد از 18 ماه، در حالی که تغییری نیافته بود، مخفیانه به قم انتقال دادند و در حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام به خاک سپردند.(3)


1- . خاطرات ماندگار از خوبان روزگار، فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، قم، چاپ: ششم، 1391 ش.
2- . سوره مائده، آیه 54.
3- . البته عارفان روشن ضمیر شهادت شیخ را قبلاً پیش بینی کرده بودند. آقا شیخ عبدالکریم حائری یزدی از شاگردان شیخ شهید می گوید: به هنگام جوانی، روزی در جلسه ای با حضور عده ای از علما که در میان آنان آقا میرزا محمدتقی شیرازی و آقا شیخ فضل اﷲ نوری نیز دیده می شد، نشسته بودیم. در آن هنگام پیرمردی ژولیده و لاغراندام که دستمال مانندی به سر بسته و عبایی وصله دار بر دوش انداخته بود، در نهایت سادگی به آن جلسه داخل شد. میرزا محمدتقی شیرازی فوراً بلند شده و با احترام تمام، آن پیرمرد را به حضور جمع آورده و نزد خویش بنشاند. او با اشاره به آقا فضل اﷲ، از میرزا پرسید: ایشان کیست؟ میرزا گفت: ایشان آقا شیخ فضل اﷲ نوری است و او را کاملاً معرفی کرد. پیرمرد روشن ضمیر گفت: چند سال بعد شیخ فضل اﷲ نامی را در تهران بر دار می کشند، او تو نباشی؟! ... آنگاه برخاست و میرزا محمدتقی شیرازی کفش پیش پای او نهاد و او را بدرقه کرد و برگشت و از من عصبانی شد که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردم و توضیح داد که او آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی است. (خاطرات ماندگار از خوبان روزگار، ص 144).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه