ابوطالب علیه السلام اول من اسلم ولکن لم یظهر اسلامه الا حین موته صفحه 72

صفحه 72

1- فصلت/23.

2- حجر/95-94.


3- - شرف المصطفی حافظ خرکوشی، ص24.

نماز می خواند، مشرکین او را مسلمان می دانستند، و از حضرت ابوطالب(علیه السلام) کناره گیری می نمودند و از او اطاعت نمی کردند، و او نمی توانست حامی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) باشد.

برخی از نویسندگان می گویند: اوّل خدیجه (علیهاالسلام) ایمان آورد و با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز خواند، و سپس امیرالمؤمنین(علیه السلام) در روز بعد ایمان آورد و با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز خواند، و پس از او ابوطالب(علیه السلام) چون دید آنان نماز می خوانند او نیز با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز خواند و او سومین کسی بود که مسلمان شد. ولکن به نظر نویسنده حضرت ابوطالب(علیه السلام)- با قرائنی که در لابلای این قضایا به دست آمد- اوّلین مؤمن به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) بوده، و لکن ایمان خود را آشکار نمی کرده، و فرزندان خود را امر به ایمان می نموده.

و در روایتی که گذشت آمده بود حضرت ابوطالب(علیه السلام) آخرین اوصیای پیامبران گذشته بوده، و وصایای پیامبران گذشته را، او به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) تحویل داده است، از این رو باید گفت: او قبل از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) به او ایمان داشته و او را تصدیق نموده بوده، و نشانه های نبوّت را در او مشاهده کرده است، بنابراین نمی توان او را «ثالث من أسلم» دانست بلکه باید گفت: او «أوّل من أسلم» بوده و لکن تا آخر عمر ایمان خود را پنهان کرده است وجز این چیزی نمی توان گفت . والله العالم.

هلاکت مستهزئین ودشمنان رسول خدا صلّی الله علیه وآله

در تفسیر آیه «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِین»(1)

درکتاب خرائج روایت شده که چون این آیه نازل شد، رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) به اصحاب خود بشارت داد و فرمود: خداوند مرا از شرّ مستهزئین ایمن داشت.[ و آنان پنج نفر بودند]

پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نزد کعبه آمد و مردم در حال طواف بودند و آن حضرت نیز وارد طواف شد در حالی که جبرئیل(علیه السلام) نیز کنار او بود، و چون جبرئیل به یکی از آن پنج نفر به نام «اسودبن مطلّب» برخورد نمود به صورت او اشاره نمود و او نابینا شد، و فرزند او نیز از دنیا رفت، و چون به دیگری به نام «اسود بن عبد یغوث» برخورد کرد، به شکم او اشاره نمود و او آب زیادی خورد تا شکمش پاره شد و هلاک گردید، و چون به دیگری از آنان به نام «ولیدبن مغیره» برخورد نمود، به زخم پای او نگاه کرد و زخم او پاره شد و هلاک گردید، و چون به دیگری از آنان به نام «عاص بن وائل» برخورد کرد، به پای او اشاره نمود و او از حمار خود که می خواست به طائف برود زمین خورد، و چیزی در پای او فرورفت و هلاک شد، و چون به آخرین آنان یعنی «حارث بن طلاطله» برخورد نمود، اشاره ای به او کرد و دمّل چرکین او پاره شد وهلاک گردید.

و در جلد 17 بحارالأنوار ص283- 282 ، این ماجرا به کیفیّت دیگری نقل شده مراجعه شود. (2)


1- - حجر/94.
2- - بحارالأنوار، ج18/240.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه