حاکمان قم صفحه 22

صفحه 22

در«تاریخ گیلان و دیلمستان»ضمن شرح واقعه ای می نویسد:

سید علی کیای بی دولت و حسام الدین بن مولانا حسن سپهسالار و چند نفری دیگر به دار السلطنۀ قم رفتند و به خدمت میرزا محمّد بایسنقر، (1)چند روزی ملازم شدند.

در کتابهایی که دربارۀ قرون بعد قم نوشته شده نیز این تعبیر در مورد قم،ظاهرا به همین مناسبت دیده می شود. (2)

صاحب«تاریخ جدید یزد»دراین باره نوشته است که سلطان محمّد بهادر،از طرف شاهرخ به سلطنت قم و سلطانیه و همدان و قزوین و ری و مازندران رسید.وی با امیرزادگان،متوجه قم شد.چون به حوالی قم نزدیک شد،سادات و قضات و مشایخ و اکابر اهالی قم و کاشان و ساوه و ری با نثار پیشکش به استقبال او آمدند و قم خراب،معمور شد و رعایا،مرفّه الحال گشتند.بعد از مرگ شاهرخ،از طرف امیر چخماق (امیر معروف تیموری و حاکم یزد در زمان شاهرخ)سلطنت ایران به نام او ندا شد.

سلطان محمّد در مواقعی که در قم نبود،کسی را از طرف خود به حکومت می گماشت.از جمله هنگامی که جهانشاه در سال 851 ه.ق، به قم حمله کرد،ملکشاه غازی از طرف سلطان محمّد،حاکم قم بود. (3)

جهانشاه قره قویونلو هم به قم توجه داشت.اوزون حسن نیز اغلب در


1- 1) .منظور همان سلطان محمّد بهادر است.
2- 2) .«قم در قرن نهم هجری»ص 55.
3- 3) .«احسن التواریخ»،ج 11،ص 278.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه