حاکمان قم صفحه 31

صفحه 31

در«تاریخ قم»از راویان عجم نقل شده است که:

باروی قم،گرداگرد آن بوده است و یزدان فاذار،آن را از آن سبب ساخت که آن روزگار که لشکر دیلم به نهاوند و قم و غیرآن می آمدند،در یکی از جنگ ها روی به جانب قم بازکردند و با کثرتی تمام،به برشتجان نزول کردند و بر اهل ابرشتجان،تعدّی و جور بی اندازه کردند تا جایی که اهل ابرشتجان از ایشان بترسیدند و شب و روز به خدمت ایشان قیام نمودند و چند گاو و گوسفند برایشان کشتند و بسیاری شراب دادند.برحسب اتفاق،نظر یکی از دیلمیان بر زنی از زنان آن دیه آمد که صاحب جمال بود؛چنانچه رئیس دیلم از حسن او تعجّب کرد و میل خاطر بدو کرد و متعرّض او شد.یزدان فاذار از این معنا عار و عیب و ننگ داشت.ازاین رو،میان قوم خود رفت و ایشان را از این حرکت،آگاه ساخت و بابت رفتار دیلمی، سرزنش و عیب کرد.پس قوم یزدان فاذار پیش او جمع آمدند و گفتند که:«ما مطیع و منقادیم به هرچه تو مصلحت بینی».یزدان فاذار،قوم دیلم را آن قدر مهلت داد تا مست شدند.بعد از آن او با قوم و تیغ در منازل ایشان افتاد و همه را کشتند؛مگر رئیس ایشان را که با گروهی از دیلم بگریخت و به جانب شهر خود متوجه شد.پس از آن یزدان فاذار قوم خود را گفت که:«این حرکت که ما کردیم با دیلم،حرکتی است که از بیم و خوف آن نمی توان خوابید و از ایشان غافل نمی توان نشست.من در این باره فکری کرده ام و رأیی اندیشیده ام تا بتوانیم از واکنش آنان در امان باشیم».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه