بر کرانه نور صفحه 158

صفحه 158

آهسته گذارید روی تخته تنش را

تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را

اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند

زشت است بیارند غلامان بدنش را

این ساق ِبهم ریخته کِتمان شدنی نیست

دیدند روی تخته ی در، تا شدنش را

این مرد الهی مگر اولاد ندارد

بردند چرا مثل غریبان بدنش را

این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد

بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را

این هفت کفن روضه ی گودال حسین است

ای کاش نیارند برایش کفنش را

ن--ه پیرهنی داشت حسین ن--ه کفنی داشت

مدی---ون حصیرن---د م--رتب ش--دنش را

***

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه