بر کرانه نور صفحه 244

صفحه 244

مامت ای منتقم ثارالله

همچنان ماه شب آخر ماه

چهره پنهان کند از دیده ی شاه

تا به رویش نکند شاه نگاه

چه کسی دیده که با حال پریش

رو بگیرد زنی از شوهر خویش

با خدا گفت که ای دادگرم

من که محروم ز ارث پدرم

من که دل خسته ز داغ پسرم

من که آزرده ز دیوار و درم

حق ندارم که کنم ناله ز جان

حال لطفی کن و مرگم برسان

خیز با نغمه ی مادر مادر

روی کن در حرم پیغمبر

از دل خاک تن آن دو نفر

بدر آرو بگو با دیده ی تر

که شما از چه بهم پیوستید

پهلوی مادر من بشکستید

***

آرزوی دیدار

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده ای و ببینم

همه جا به هر زبانی ز تو هست گفتگویی

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی

چه شود که از ترحم دمی ای سحاب رحمت

من خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی

***

یا اباصالح ادرکنی

اباصالح دلم سامان ندارد

مگر هجران تو پایان ندارد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه