بر کرانه نور صفحه 245

صفحه 245

اباصالح بیا دردم دوا کن

مرا از دیدنت حاجت روا کن

اباصالح مرا با روسیاهی

به خود راهم بده با یک نگاهی

اباصالح فقیرم من فقیرم

بده دستی که دامانت بگیرم

اباصالح تو خوبی من بدم بد

مرا از درگهت ردم مکن رد

اباصالح چه خوش زیبنده باشد

که تو لعل لبت پرخنده باشد

اباصالح عزیز آل یاسین

بیا در جمع ما یک لحظه بنشین

***

غم عشق

غم عشق تو ما را دربدر کرد

دل شاد مرا خونین جگر کرد

عزیزا شد نسیم یاد رویت

به قربان تو و روی نکویت

به هر مجلس که جمع دوستان است

سخن از وصل تو اندر میان است

شده صبرم برون از کف عزیزم

چقدر از دوری تو اشک ریزم

عزیزا یک نگاهی سوی ما کن

مس قلب مرا چون کیمیا کن

دل دیوانه ام دیوانه تر کن

سرشک دیده ام را دم به دم کن

الهی کی شود با او نشینم

به چشم سر رخ ماهش ببینم

***

زمزمه

تو سلطان جمیع ممکناتی

تو حلال تمام مشکلاتی

به ما بیچارگان پای بندت

به جان مادرت کن التفاتی

یابن الحسن، یابن الحسن

گدای بی دلم در می زنم من

دم از آل پیمبر می زنم من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه