بر کرانه نور صفحه 251

صفحه 251

است. اگر تاریخ بعد از شهادت سید الشهداء علیه السلام را بنگرید در حدود سی بار بارگاه مطهر آن حضرت را ویران کردند و به ضریح مطهر آن حضرت جسارت کردند و سعی در بستن این بارگاه مقدس را داشتند اما جز شکست چیزی عایدشان نشد. ستمگرانی چون متوکل، هارون چه بسیار سعی خود را به کار بردند تا این چراغ پر فروغ را خاموش سازند اما جز سیه روزی و تباهی خود ره به جایی نبردند.

حکایات شگفت و تکان دهنده در باره امام حسین علیه السلام بسیار است. از جمله حکایت معروفی است که اکثرا آن را شنیده اید. فردی نقل می کند که تصمیم گرفتم ایام متوکل به زیارت قبر مطهر امام حسین علیه السلام بروم. وی اهل کوفه است. می گوید با خود گفتم یک نفر را نیز همراه داشته باشم، لذا به یکی از شیعیان که انسان خوبی بود و شغل عطر فروش داشت گفتم: می خواهم به زیارت بروم. گفت: وضع خیلی خطرناک است! گفتم: اشکالی ندارد، شب ها راه می رویم و روزها در جایی پنهان می شویم. راه های منتهی به کربلا را بسته بودند و نمیگذاشتند کسی به زیارت برود. اگر هم به فردی در این مسیر برخورد می کردند او را جریمه می کردند و یا کتک و شلاق می زدند. برخی را به زندان می بردند و یا دست او را قطع می کردند. آری دست زائر را فقط به خاطر رفتن به زیارت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله قطع می کردند.

قطع دست به خاطر زیارت

یکی از محققین بزرگ شیعه می گوید: خانمی به قصد زیارت بارگاه امام حسین علیه السلام به مامور ثبت نام مراجعه کرد. به وی تذکر دادند، آیا می دانی که شرط رفتن به زیارت قطع دست است؟ آن زن پاسخ داد: از شرایط آگاهم! متصدی ثبت نام، اسم این خانم را می نویسد. آنگاه به وی دستور می دهد: دستش را برای قطع کردن بیرون بیاورد. آن زن دست چپ خود را بیرون می آورد! مامور

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه