بر کرانه نور صفحه 269

صفحه 269

است. جوان خیلی خوشحال شد و گفت حال که می خواهم به ملاقات امام رضا علیه السلام بروم با سر و صورت خاکی مناسب نیست و خوب است ابتدا به حمام بروم و خود را شستشو و تمییز نمایم و بعد به دیدار آن حضرت بروم. حرکت کرد و داخل حمام سرخس شد، دید که حمام خلوت است. چشمش به آقایی افتاد که در حمام نشسته بود و با خود فکر کرد که شاید او کیسه کش حمام است، لذا به او رو کرد و گفت: آیا مرا کیسه می کشی؟ آن آقا هم قبول کرد و مشغول کیسه کشی او شد. از قرار معلوم درب حمام را بسته بودند، چرا که در آن زمان امام رضا علیه السلام پس از تهدید به قتل توسط مامون عباسی اجبارا به عنوان ولیعهد مطرح شده بود. جوان فکر نمی کرد این آقا حضرت امام رضا علیه السلام باشد. ناگهان متوجه شد هر کسی که وارد حمام می شود تا چشمش به این آقا می افتد سلام و تعظیم بسیار می کند. خیلی تعجب کرد، در این اثنا یک نفر وارد شد و گفت ای جوان آیا می دانی این آقا کیست؟ گفت: نه. گفت: این آقا حضرت امام رضا علیه السلام است. تا جوان متوجه موضوع شد روی دست و پای حضرت افتاد و عرض کرد: آقا مرا ببخش، چند روز است شهر به شهر به دنبال شما بودم و می گشتم تا شما را بیابم، نمی دانستم شما امام من هستید، و شروع کرد به عذرخواهی. امام رضا علیه السلام فرمود: نه جوان، من کاری را که شروع کردم تا تمام نکنم دست نمی کشم. و هر چه جوان التماس کرد حضرت فرمودند نه باید خوب تو را بشویم و بعد رهایت می کنم.

امام رئوف

امام رضا علیه السلام امام رئوف است و این گونه به بندگان خدا لطف و مرحمت روا می دارد. کسانی که به زیارت این امام همام می آیند باید بدانند ان شاءالله مشمول عنایت و الطاف آن حضرت واقع خواهند شد. لذا در این حریم مقدس و کنار بارگاه ملکوتی آن حضرت حوائج خود را از خدا مسالت نمایند که انشاءالله

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه