بر کرانه نور صفحه 280

صفحه 280

امام رضا علیه السلام بُهت زده ایستاده بودم. ناگهان در حرم باز شد و زوار هجوم آوردند و همه به محضر آن حضرت سلام می دادند و امام رضا علیه السلام می فرمود: وعلیک السلام، وعلیک السلام، وعلیک السلام، بعد رو به من کردند و فرمودند: فلانی من جواب زوارم را یکی یکی می دهم.

عنایت آن حضرت شامل حال همه زوار می شود و نسبت به تک تک آنان لطف دارند و خوب و بد زوار را از هم جدا نمی کند.

تشییع پیکر مطهر امام رضا علیه السلام

فردا روز شهادت امام رضا علیه السلام و روز عظیمی است. مثل فردایی مردم خراسان خبردار شدند که حضرت رضا علیه السلام به شهادت رسید و از دار دنیا رفت. اجتماع عظیمی از مردم در حالی که همه به سر و روی خود می زدند و واماما واعلیا می گفتند برای شرکت در مراسم تشییع آن حضرت به راه افتاد.

حضرت ابراهیم عرض کرد خدایا به من فرزند دختر عطا فرما، خطاب رسید برای چه دختر می خواهی؟ عرض کرد می خواهم بعد از من برایم عزاداری کند. پسر نمی تواند مانند دختر عزاداری کند. این دختر است که به سر و روی خود می زند و در مرگ پدر شیون و فغان بسیار می کند. مجلس عزا را دختر گرم می کند. در مصیبت امام رئوف و غریب نه همسری آمده بود و نه خواهر و نه دختر، هیچ کس نبود برای پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله عزاداری کند. انصافاً در دو جا زن ها مردانگی کردند، یکی در قصه بنی اسد وقتی روز سوم شد زن ها رو کردند به مردان بنی اسد و گفتند این اجسادی که روی زمین افتاده است بدن های فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله است. آیا خجالت نمی کشید که این بدن های پاک روی زمین و زیر آفتاب سوزان کربلا بدون غسل و کفن افتاده باشد؟ بروید و آن ها را دفن کنید. اگر شما نمی آیید ما خود می رویم، بعد بیل و کلنگ برداشتند و به راه افتادند. مردها که چنین دیدند به غیرتشان برخورد و حرکت کردند.

مورد دوم در خراسان اتفاق افتاد. زن های خراسانی به شوهرانشان گفتند: امام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه