بر کرانه نور صفحه 303

صفحه 303

کوچه ای باز شد و هر که زره آمد و زد

ماجرای تو شبیه در و دیوار شده

زشکافی که به پهلوی تو خورده پیداست

نوک نیزه اثرش چون نوک مسمار شده

دشمن آن بغض علی را سر تو خالی کرد

تن تو طعمه هر گرگ جگر خوار شده

بین محراب دو ابروی تو از هم شد باز

صورتت جلوه ای از حیدر کرار شده

خیز و زیر بغلم گیر و سوی خیمه ببر

ای جوانم ز غمت دیده ی من تار شده

اربا اربایی و کس معنی آن کی فهمد

این عبا تا به ابد محرم اسرار شده

***

به خیمه بوی مشک و عنبر آمد

به خیمه بوی مشک و عنبر آمد

حسین با نعش پاک اکبر آمد

بی تو شد نور جدا از بصرم ای پسرم

کس نداند که چه آمد به سرم ای پسرم

از حرم آمده زینب کند امداد مرا

تن پاکت سوی خیمه آخر برم ای پسرم

تا کفن بر قد و بالای رسایت کردم

سوختم و ز دل پر درد دعایت کردم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه