بر کرانه نور صفحه 325

صفحه 325

اُزری پس از آن که این مصرع را سرود، به نظرش رسید شاید با شأن امام علیه السلام ناسازگار باشد که پناه به غیر امام ببرد، از این رو در همین مصرع توقف کرد. همان شب، در عالم رؤیا امام حسین علیه السلام را دید که به او فرمود: در ادامه مصرع خود بنویس:

«وَالشَّمْس مِنْ کَدِرِ الْعِجاجِ لِثامُها؛ پناهنده شدن امام علیه السلام به عباس علیه السلام در روز عاشورا، زمانی بود که گرد و غبار زمین کربلا، آسمان را پوشانده بود.»

این مسأله به نوبه خود از مقام والا و برجسته حضرت ابوالفضل علیه السلام حکایت دارد.

ذکر مصیبت حضرت اباالفضل علیه السلام

حال ببینیم آن حضرت کجا و چگونه مواسات کرده است. حضرت اباالفضل علیه السلام اراده رفتن به میدان را داشت ولی امام حسین علیه السلام اجازه نمی داد، چون علمدار سپاه و پناهگاه و آخرین امید اهل حرم بود. امام حسین علیه السلام و تمام اهل حرم چشم به آن حضرت دوخته بودند. وقتی دید امام علیه السلام اجازه میدان رفتن نمی دهد نزد برادر آمد و دست آن حضرت را گرفت و به پشت خیمه ای که اختصاص به بچه ها داشت آورد، آنگاه گوشه خیمه را کنار زد و به برادر عرض کرد: نگاهی به درون خیمه بینداز. امام حسین علیه السلام دیدند بچه ها با انگشتان کوچک خود خاک را کندند و شکم خود را از فرط تشنگی و گرسنگی روی خاک ها گذاشتند. قمر بنی هاشم عرض کرد: برادر، اجازه بفرما بروم و آبی برای این اطفال بیاورم. پس از گرفتن اذن مشکی برداشت و به طرف شریعه حرکت کرد. چهارصد نفر مأمور بر شریعه بودند تا کسی نزدیک آب نشود. سپاه را شکافت و وارد شریعه فرات شد. دو روز بود که حضرت عباس علیه السلام آب نخورده بود. حال که می خواهد جنگ کند و مشک آب را به بچه ها برساند، نیاز ضروری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه