بر کرانه نور صفحه 366

صفحه 366

دیدم گریه می کند. عرض کردم بی بی جان، چرا گریه می کنید؟ فرمود: سه روز است حسینم را ندیدم و دلم برای او تنگ شده است. گفتم: الآن می روم و حسین علیه السلام را خبر می کنم، نگران نباش. ام سلمه می گوید: حرکت کردم، اما در مسیر دیدم که امام حسین علیه السلام با سرعت در حرکت است به طوری که ردایش روی زمین کشیده می شد. عرض کردم: یابن رسول الله، با این عجله کجا تشریف می برید؟ فرمود: سه روز است خواهرم را ندیدم، می خواهم به دیدن خواهرم بروم.

از قضاء وقتی امام حسین علیه السلام آمد حضرت زینب علیها السلام خواب بود و آفتاب بر صورت آن حضرت می تابید. امام حسین علیه السلام راضی نشد خواهر را بیدار کند، آمد و خودش مقابل آفتاب ایستاد. وقتی حضرت زینب علیها السلام از خواب بیدار شد و دید برادر جلو آفتاب ایستاده است خیلی ناراحت شد و عرض کرد: برادر جبران می کنم. زمانی که امام حسین علیه السلام می خواست به کربلا حرکت کند، حضرت زینب علیه السلام رو کرد به عبدالله بن جعفر و گفت: اگر بگویی بمان می مانم چون شوهرم هستی، اما بدان بعد از رفتن حسین علیه السلام من خیلی زنده نمی مانم. حضرت زینب علیها السلام بعد از واقعه کربلا خیلی عمر نکرد و حدود یک سال و نیم بیشتر زنده نبود. البته این که آن حضرت بعد از واقعه کربلا باقیمانده عمر خویش را در شام، مدینه و یا مصر بوده است اطلاع دقیقی در دست نیست. قبری در شام به نام حضرت زینب علیها السلام معروف است و قبر دیگری نیز در مصر به نام آن حضرت است. برخی می گویند شاید قبر ایشان در مدینه باشد. در باره وفات یا شهادت آن حضرت هم اطلاع دقیقی در دست نیست که آیا وفات کرده و یا به شهادت رسیده است. (1)


1- . البته احتمال به شهادت رساندن آن حضرت بسیار زیاد است و برخی اقوال از جمله مسموم ساختن آن بانو ذکر شده است. و قطعا اعوان و انصار پلیدی مانند یزید نمی خواستند مدرکی در این رابطه از خود برجای بگذارند. لذا در این امور با توجه به شرایط حکومت ظالم و پلید یزید و عناد و عداوت آنان با خاندان رسالت، کمترین مدرک ولو ضعیف می تواند مدرک مهمی تلقی شود.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه