حقوق در قرآن: بررسی نکات حقوقی قرآن بر اساس تفسیر نور صفحه 533

صفحه 533

1- . اسلام و برده داری (در یک نگاه) : 1. اسلام مبتکر برده داری نیست. 2. اسلام مشوق برده داری نسیت. 3. موضوع آن همیشگی نیست بلکه همانند زمان ما می تواند منتفی شود. 4. ما چون آزاد هستیم برده بودن را تقبیح می­کنیم و اسلام نیز بنده کردن انسان آزاد را تقبیح می­کند . 5. عدم تساوی حقوق آزاد و بنده به معنی عدم عدالت نیست. 6. خدا عادل و حکیم است ، پس چیزی را که خلاف عدالت و یا حکمت باشد امضاء نمی­کند . 7. اگر تفاوت در حقوق بنده و آزاد هست تفاوت در تکالیف ایشان نیز هست (عدم نفقه خود وخانواده ، عدم وجوب مسکن ...) 8. بردگی مانع تکامل معنوی نیست (مثل لقمان حکیم ، بلال حبشی، مادران برخی از امامان ما ...) 9. تنها از طریق جنگ و پیروزی می توان اسیر و برده گرفت. 10. بنده شدن اسیران مستحق مرگ، در حقیقت تخفیف در مجازات است. 11. ورود اسیران به درون جامعه اسلامی نوعی آموزش غیر مستقیم تعالیم اسلام است. 12. با بندگان در اسلام نمی توان هر رفتاری کرد بلکه ایشان دارای حقوقی هستند که قانون و قضا می­تواند از آن حمایت کند . 13. بندگان در صوری آزاد می شوند : نوشتن قرارداد با مولی (مکاتب) و فرزند دار شدن کنیز از ارباب. 14. در مواردی آزاد کردن بندگان واجب تخییری است. (کفاره روزه ، کفاره حج...). 15. در اخلاق اسلامی سفارشات زیادی برای مماشات با ایشان ذکر شده است . 16. بندگان در اقتصاد زمانهای گذشته نقش مهمی داشتند و اسلام نمی توانست به یکباره آنرا حذف کند. 17. بشر امروز نیز به اقسام دیگری برده داری می­کند مثل : استعمار ملتها ، قاچاق انسان ، استعمار رسانه­ای.

2- (نساء،25)

* رضایتِ مالک کنیز در ازدواج، مانند اذن پدرِ دختر، شرط است. «باذن اهلهنّ»

* به کنیزان نیز مثل زنان آزاد، باید مهریه نیکو داد. «آتوهنّ اجورهنّ بالمعروف»

* مهریه را باید به خود کنیز پرداخت کرد. حقوق اقتصادی و اجتماعی بردگان باید مراعات شود. «آتوهنّ اُجورهنّ»

* مجازات زن بدکار اگر کنیز باشد، به خاطر کنیز بودن و محرومیّت های آن، به نصف کاهش می یابد. «فعلیهنّ نصف ما علی المحصنات»

¨ «وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَهٍ وَ کانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ»(1)

و (کاروانیان) یوسف را به بهایی اندک چند درهمی فروختند و درباره او بی رغبت بودند.

* نظام برده داری و برده فروشی، سابقه ای دراز دارد. «و شَروه»

¨ «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ فَکاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللهِ الَّذِی آتاکُمْ وَ لا تُکْرِهُوا فَتَیاتِکُمْ عَلَی الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ مَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللهَ مِنْ بَعْدِ إِکْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(2)

و کسانی که وسیله ی ازدواج نمی یابند، باید پاکدامنی و عفت پیشه کنند، تا آن که خداوند از کرم خویش، آنان را بی نیاز نماید. و هر کدام از غلامان و کنیزان شما که خواهان بازخرید و آزادی (تدریجی) خود باشند، (یعنی مایلند با قرارداد کتبی با مالک خویش کار کرده و خود را آزاد نمایند) اگر در آنان خیر و شایستگی دیدید، تقاضای آنان را بپذیرید (و برای کمک به آزاد شدن آنان) از مالی که خدا به شما داده به آنان بدهید، و کنیزان خود را که تصمیم بر پاکدامنی دارند، به خاطر رسیدن به مال دنیا به فحشا وادار نکنید، که هر کس آنان را به فحشا مجبور کند، البتّه خداوند برای آن کنیزان که به اکراه بدان کار وادار گشته اند، بخشنده ی مهربان است.

* آسان گرفتن ازدواج بردگان از طریق قرارداد بازخرید باید همراه با علم به مصلحت باشد. «فکاتبوهم اِن عَلِمتُم فیهم خَیراً»

* بردگان در بستن قرارداد، هم سنگ مالکان خود هستند. («فکاتبوهم» در موردی است که هر دو طرف برابر هم باشند)

*شخصیّت کنیزان مانند دخترانِ آزاد است. («لاتکرهوا فَتَیاتکم» و نفرمود: «لاتکرهوا امائکم»)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه