- سخن ناشر: 1
- اهلیت، حجر و قیمومت 11
- الف) احوال شخصیه 11
- مالکیت حقیقی از آن خدا 15
- ب) اموال و مالکیت 15
- تغییر نسب و شناسنامه 15
- مالکیت، حق طبیعی افراد 16
- پذیرش اصل مالکیت خصوصی در اسلام و احترام به آن 16
- حق مالکیت زن 18
- مالکیت عمومی 18
- مالکیت افراد خاص 21
- اسباب مالکیت 22
- تصرف در اموال(اهلیت استیفا) 23
- حق ایتام و محرومان در اموال دیگران 27
- عدم حصول مالکیت از راه باطل 28
- لزوم تعدیل و گردش ثروت 28
- ج) عقود و قراردادها 29
- قواعد عمومی قراردادها 29
- منع مصادره اموال 29
- عقود باطل 50
- نذر 57
- د) مسؤولیت مدنی 58
- لزوم جبران خسارت 58
- جبران ضرر معنوی 59
- ه) حقوق خانواده 60
- ازدواج 60
- حقوق و تکالیف خانوادگی 84
- طلاق و انحلال ازدواج (لعان، ظهار، ایلاء) و عده 120
- ارث 143
- و) ارث و وصیت 143
- فلسفه ارث بری و فرائض 149
- وصیت 151
- اصول حاکم بر ارتکاب جرم 155
- الف) قواعد و اصول کلّی حاکم بر جرایم و مجازاتها 155
- شیوههای مداخله در ارتکاب جرم 161
- اصول حاکم بر مجازاتها 169
- عوامل سالب مسؤولیت کیفری 188
- تقسیم بندی جرایم 191
- مجازاتها در اسلام 282
- جرم شناسی 311
- ساختار حکومت 329
- الف) حکومت و حاکمیت 329
- وظایف حکومت 339
- مالیه عمومی 349
- ب) حقوق کار 355
- الف) اصول حاکم بر روابط بینالمللی 359
- اصل لزوم رعایت قراردادها 359
- اصل صلح 360
- اصل همزیستی مسالمت آمیز 363
- اصل برابری جوامع و دولتها 363
- استقلال سیاسی و نفی سبیل 365
- مسؤولیت دولتها و وظایف آنها 367
- مرزبندی در اسلام و تابعیت 369
- پناهندگی 371
- ضرورت مراقبت از مرزها 373
- ج) حقوق معاهدات بین المللی 373
- حفظ سیادت در تعهدات بینالمللی 373
- عقود بین المللی 374
- حل و فصل اختلافات بین المللی 374
- د) حقوق جنگ 375
- فلسفه و هدف جنگ 375
- انواع جنگ 382
- قواعد حاکم بر جنگ 386
- پایان جنگ 407
- ه) روابط بین الملل 411
- اعلان برائت از کفار 411
- جواز اخذ جزیه 412
- حمایت از دولتهای تحت ستم 412
- ارتباط با کفار و بیگانگان 414
- شرایط قاضی 433
- وظیفه قضات 436
- کیفر مجرم بر اساس قانون کشور متبوع او 440
- صلاحیت کیفری جهانی در برخی جرایم 440
- منع مراجعه به دادگاه بیگانه 440
- شیوه های حل و فصل غیر قضایی 441
- منع کتمان حق 444
- ج) قواعد رسیدگی به دعاوی 444
- حجیت ظاهر 445
- عدم اطاله دادرسی 446
- اصل تناظر و حق دفاع (محاکمه قبل از صدور حکم) 447
- عدم صدور حکم از روی ظن 449
- توجه به سوابق متهم 450
- سعی در کشف حقیقت 451
- اخذ وثیقه و کفیل 451
- تفهیم اتهام و ارائه ادله به مجرم 453
- لزوم جمع آوری ادله 456
- توجه به ادله صحیح و پرهیز از استدلال نادرست 457
- لزوم پرهیز از کاربرد کلمات دوپهلو 459
- اعاده حیثیت 459
- لزوم ارایه اطلاعات دقیق در دادگاه 459
- علنی بودن جلسات و اجرای مجازات 460
- قداست قضاوت 460
- د) نظام حاکم بر ادله 461
- اقرار 461
- شهادت 463
- قسم 472
- سند 476
- اعتبار تحقیق محلی 479
- قرعه 480
- فصل ششم: حقوق بشر و شهروندی و تکالیف شهروندان 482
- حقوق نوع بشر 482
- الف) حقوق انسان ها 482
- حقوق اقشار خاص 516
- سایر حقوق 534
- در برابر حکومت 535
- در برابر خداوند 537
- در برابر سایر شهروندان 537
- الف- قواعد مدنی 540
- لاضرر 540
- اصاله الصحه 543
- اصاله اللزوم 544
- لاحرج 548
- احسان 550
- اصل حسن نیت 551
- اکل مال به باطل 552
- قوه قاهره(فورس ماژور) 553
- حرمت جان مسلمان 555
- تناسب کیفر و جرم 556
- قبح عقاب بلابیان 566
- شخصی بودن مجازاتها 576
- فردی کردن مجازاتها 581
- اضطرار 583
- اکراه 588
- امر آمر قانونی 589
- جهل و ناآگاهی به قانون 591
- جب 592
- عطف بما سبق نشدن قوانین 593
- عدم اجتهاد در مقابل نص 595
- قاعده حجیت اقرار 595
- عدم حجیت ظن 597
- لزوم حکم بر اساس ظواهر 598
- منع قیاس باطل 599
- نفی سبیل 600
- اهم و مهم(تقدیم اهم بر مهم) 603
- مقابله به مثل 609
- منع تکلیف مالایطاق 610
- اصل حلیت 612
- اصل اباحه 614
- قاعده عدالت 616
- فهرست تفصیلی مطالب 620
1- (حج،29)
2- (انسان،7)
3- (انبیاء،78)
4- (ممتحنه،11)
و اگر از همسرانی که به سوی کفّار رفته اند، چیزی از شما فوت شد (و شما نتوانستید مال و مهریّه ای که پرداخت کرده اید، از کفّار دریافت کنید) پس آنان را تعقیب کرده (و به چیزی رسیدید،) به آنان که همسرانشان رفته اند معادل آنچه خرج کرده اند بپردازید و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید.
* افراد آسیب پذیر باید مورد حمایت قرار گیرند و از بیت المال یا غنائم، خسارت آنها جبران شود.(نظریه رفاه و خیر در مسئولیت مدنی) «فاتکم شی ء... فاتوا... مثل ما انفقوا»
* خسارت دیده باید در ادعای خسارت تقوا داشته باشد و بیش از آنچه خسارت دیده، مطالبه نکند و جامعه نیز باید خسارت وی را پرداخت نماید. «اتقوا الله»
v شاید از این آیه بتوان استنباط کرد که دولت اسلامی وظیفه دارد خساراتی که عامل آن قابل دسترسی نمیباشد را جبران کند.
جبران ضرر معنوی
¨ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّهٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِیلاً»(1)
ای کسانی که ایمان آورده اید! هر گاه زنان با ایمان را به همسری گرفتید و پیش از آن که با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید، عدّه ای برای شما به عهده آنان نیست تا حسابش را نگهدارید، پس آنها را (با پرداخت مهریه و هدیه ی مناسبی) بهره مند سازید و به طرز شایسته ای رهایشان کنید.
* خسارتهای معنوی باید جبران شود. در طلاقِ پس از عقد، روحیهّ زن تضعیف می شود که با پرداخت مهریه ای مناسب، بخشی از آن جبران می شود. «فمتّعوهنّ»
v آیه مورد بحث گرچه مطلق است و مواردی را که مهر تعیین شده یا نشده هر دو را شامل می شود، ولی به قرینه آیه 237 سوره بقره، آیه مورد بحث را محدود به موردی باید دانست که مهری تعیین نشده باشد، زیرا در صورت تعیین مهر و عدم دخول پرداختن نصف مهر واجب است.(2)