- اشاره 1
- 2.حسین سورابی 11
- ٣.حمادی ناجی 17
- دادم و یا نفرین کردم، با او را شلاق زدم، این عمل را به منزله تاوان 22
- 4.علامه شیخ احمد امین انطاکی شافعی 23
- 5.خلیل ابراهیم هاشم 26
- که تو را از خاک و سپس از نطفه آفرید، و پس از آن تو را مرد کاملی قرار داد کافر 30
- 6.احمد متفکر مالکی مغربی 32
- تجلی حقیقت 32
- 7.جرنو ابراهیم باه 35
- 8.ابراهیم حاج خلیل شافعی سوری 39
- 9.خالد محمود خلیفات شافعی اردنی 40
- 10.محمد أتومانی 41
- 11.احمد اسماعیل غزالی 44
- 12.احمد عاقب کولیبالی 46
- 13.طاطی احمد مالکی مغربی 50
- 14.ذوالفقار مسیح پاکستانی 51
- 15.أسامه حسین سالم 52
- 16.اسماعیل حسنی شامی 56
- 17.چوهدری اکبر علی 59
- 18.مولوی امیر محمد تونسوی حنفی پاکستانی 61
- 19.ادریس حاتم تیجانی 62
- چگونگی آشنایی با مذهب تشیع 63
- 20.یوسف برزنجی 65
- 21.جزیف عبد المسیح سمعان 68
- 22.الفا عمر باه 70
- 23.بشیر سلیم 75
- 24.تانیا بولینگ 78
- ارزش های والای اسلام 79
- 25.خطیب مشهور سیف الله حنفی پاکستانی 81
- 26.حافظ محمد یونس جعفری پاکستانی 88
- با اخلاص باشد نه مشرک و یا کافر و حتماً باید بر امامت وی نصی در قرآن وارد شده باشد؛ همان گونه که قرآن در شأن خلفا و پیامبران پیشین نصی ایراد فرموده است. تو خودت خوب می دانی و آگاه 91
- 27.تیرنو بوبکر بارو 95
- هدایت به سوی حقیقت 100
- 28.حافظ سیف الله حفیظ الله 100
- تأثیرگذاری مجالس حسینی 103
- 29.مرغوب احمد نقوی حنفی پاکستانی 106
- 30.مشتاق احمد قریشی حنفی پاکستانی 109
- 31. مصطفی شامل عبدالعزیز خضیری عماری 120
- 32.رامی عبدالغنی یوزبکسی 121
- قبلاً از زیارت کردن قبور منع کردم، ولی الان زیارت کنید چرا که در 126
- 33.رمضانی عمار 127
- 34.شیخ فاضل، محمد ناجی غفری حنفی سوری 137
- 35.تیجانی سالم لغوی 141
- 36.محمد ندیم حنفی عراقی 144
- 37.اصغر علی شاہ پاکستانی 145
- 38.ابراهیم تمبو 147
- 39. خالد محمود را چپوتی پاکستانی 158
- 40.سید خورشید حسین حنفی پاکستانی 160
- 41.منظور احمد حنفی پاکستانی 165
- 42.سید منظور حسین حنفی 166
- 43.حکیم حافظ محمد ذکرالرحمن خان پاکستانی 170
- 44.یاقین محمد،دانشجویی از کشور مراکش 173
- 45.پادشاه محمد شاه خدابنده مغولی حنفی شافعی 177
- 46.همسر علامه احمد امین انطاکی 183
وی در سال 1939 میلادی در یکی از بخش های استان گجرات به نام «مکهناتو الی» در غرب پاکستان متولد شد. تا کلاس دهم تحصیل کرد و سپس در یکی از ادارات دولتی مشغول به کار شد. وی درباره گرایشش به مذهب تشیع چنین می نویسد:
آنچه موجب گشت تا مذهب شیعه امامیه را اختیار کنم، این بود که کتاب های مختلفی را مطالعه کردم و در مجالس پیروان تمامی مذاهب شرکت نمودم. نتیجه این پی گیری ها این شد که دریافتم بعد دنیوی و مادی را شاید بتوان به مذهب سنی نسبت داد، اما بعد اخروی و سعادت و نجات حاصل نمی شود، مگر با تمسک به معصومان صلی الله وعلیه وآله ؛ کسانی که بهترین و برترین خلق خدایند؛ آنان که هرچه را در توان داشتند ندای اسلام کردند. به همین علت گرایش خود را به این مذهب اعلام کردم. من همچون اهل تسنن بر این عقیده بودم که امام علی علیه السلام خلیفه چهارم است. و اینک معتقدم که ایشان اولین خلیفه بعد از پیامبر به شمار می آید و نیز معتقدم که آن حضرت شایستگی این را دارد که هنگام ذکر نام ایشان گفته شود: علیه السلام. تصور می کردم که مردم سرنوشت خلافت را تعیین می کنند و آنها ابو بکر را برای خلافت انتخاب کردند. اما اینک می دانم که خلافت منصبی الهی است که کسی حق ندارد آن را به دیگری واگذار کند؛ زیرا مخصوص خداوند متعال است. فردی را که مردم انتخاب می کنند شاید پر عیب و گناه باشد و لذا این انتخاب که پیامبر به امر خدا بر می گزیند، کاملاًتفاوت دارد؛ زیرا برگزیده خدا فردی کامل و معصوم است.