دفاع از تشیع و پاسخ به شبهات صفحه 57

صفحه 57

ابونعیم اصفهانی در کتاب «حلیه الاولیاء» از قیس بن سعد نقل می کند:

«وارد مدینه شدم تا با یاران پیامبرصلی الله علیه واله ملاقات کنم، علی الخصوص خیلی علاقه داشتم که ابی را ملاقات نمایم، وارد مسجد پیامبرصلی الله علیه واله شدم و در صف اول به نماز ایستادم، ناگهان مردی را دیدم که

نماز خود را تمام کرد و شروع به حدیث گفتن نمود. گردن ها به سوی او کشیده شد تا بیاناتش را بشنوند. او سه بار گفت: سران این امّت گمراه شدند و اخرتشان تباه شد، ولی من دلم به حال ان ها نمی سوزد، بلکه به حال مسلمانانی می سوزد که به دست انان گمراه شدند.»(262)

و نیز اورده است: «ابی بن کعب - که شاهد انحراف مردم از قطب اصلی رهبری اسلامی بود و از این وضع رنج می برد - می گفت: «روزی که پیامبر اسلام صلی الله علیه واله زنده بود همه متوجّه یک نقطه بودند ولی پس از وفات پیامبرصلی الله علیه واله صورت ها به چپ و راست منحرف گردید.»(263)

ذهبی نقل می کند: «یکی از انصار از ابی بن کعب پرسید: ابی! از کجا می ایی؟ پاسخ داد: از منزل خاندان پیامبرصلی الله علیه واله. او گفت: وضع انان چگونه است؟ گفت: چگونه می شود وضع کسانی که خانه انان تا دیروز محلّ رفت وامد فرشته وحی و کاشانه پیامبر خداصلی الله علیه واله بود، ولی امروز جنب وجوشی در انجا به چشم نمی خورد و از وجود پیامبرصلی الله علیه واله خالی مانده است. این را گفت در حالی که بغض گلویش را می فشرد و گریه مجال سخن را به او نمی داد، به طوری که وضع او حضّار را نیز به گریه واداشت.»(264)

و) بریده بن خضیب اسلمی ذهبی در ترجمه او می نویسد: «بعد از غصب خلافت از طرف ابوبکر، بریده خطاب به ابوبکر کرده، گفت: « انّا للَّه ِ وانّا الَیه راجِعُونَ»، چه مصیبت هایی که حق از طرف باطل کشید، ای ابوبکر! ایا فراموش کردی یا خودت را به فراموشی می زنی؟ کسی تو را گول

زده یا نفست تو را گول زده است؟ ایا به یاد نداری که چگونه رسول خداصلی الله علیه واله ما را امر نمود که علی علیه السلام را امیرالمؤمنین بنامیم؟ ایا یاد نداری که پیامبرصلی الله علیه واله در اوقات مختلف، اشاره به علی کرده، می فرمود: این، امیرمؤمنین، و قاتل ظالمین است؟ از خدا بترس و نفس خود را محاسبه کن، قبل از ان که وقت بگذرد و خودت را از انچه باعث هلاکت نفس است نجات بده. و حقّ را به کسی که از تو به ان سزاوارتر است واگذار، و در غصب ان پافشاری مکن، برگرد، تو می توانی برگردی، تو را نصیحت کرده و به راه نجات راهنمایی می کنم، کمک کار ظالمین مباش.»(265)

ز) خالد بن سعید

ابن اثیر می گوید: «تاخر خالد و اخوه ابان عن بیعه ابی بکر، فقال لبنی هاشم: انّکم لطوال الشجر، طیبو الثمر، نحن تبع لکم... فلمّا بایع بنوهاشم ابابکر بایعه خالد»؛(266) «خالد و برادرش ابان از بیعت با ابوبکر سرباز زدند و به بنی هاشم خطاب کرده گفتند: همانا شما خاندانی ریشه دار و اصلی هستید که افراد شایسته ای را به جامعه تحویل داده است و ما به دنبال شماییم... بعد از ان که بنی هاشم با ابوبکر - با تهدید و زور - بیعت کردند این دو برادر - خالد و ابان - نیز بیعت نمودند».

4 - سکوت معنادار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه