تقویم شیعه صفحه 321

صفحه 321

می دید و نمی توانست ساکت باشد. لذا زبان به توبیخ و سرزنش معاویه گشود و مردم را به ولایت خلیفه بر حق پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام فراخواند و مناقب آن حضرت را برای اهل شام بیان کرد، به نحوی که بسیاری از ایشان را به تشیع مایل گردانید.

معاویه احوال ابوذر را به عثمان گزارش داد. عثمان در پاسخ او نوشت که ابوذر را بر مرکبی تندرو همراه با راهنمایی تندخو با شتاب به سوی مدینه روانه کن. معاویه ابوذر را که پیرمردی لاغر و بلند قد بود به ترتیبی که عثمان گفته بود روانه مدینه کرد.

هنگامی که ابوذر به مدینه رسید از شدت راه و بی جهازی شتر رانهایش خونی شده بود و با بدنی کبود بر عثمان وارد شد و عثمان به او جسارتها کرد و به کسی که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله او را راستگو خطاب نموده بود نسبت کذب داد.

سرانجام دستور تبعید او را به ربذه صادر کرد. در ضمن گفت: ابوذر حق ندارد احکام دین را برای مردم بیان کند، و هنگام خروج از مدینه کسی حق ندارد او را همراهی یا با او تکلم کند.

این خبر به امیرالمؤمنین علیه السّلام که رسید آن قدر گریست که محاسن شریفش از اشک چشم مبارک خیس شد و فرمود: «آیا با صحابی رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله چنین می کنند ؟ انا للَّه و انا الیه راجعون» !

سپس حضرت همراه دو نور دیده خود امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام و عقیل و عمار یاسر به مشایعت ابوذر رفتند و

هر یک با کلماتی ابوذر را دلداری می دادند، اگر چه مروان می خواست مانع شود ولی امیرالمؤمنین او را دور کردند.

به این صورت ابوذر به همراه خانواده خود به ربذه رفت، و در آنجا فرزندش و همسرش که دختر عموی پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بود وفات کرده و به دخترش خبر از وفات خود داد که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله در بازگشت از تبوک به او فرموده بود.

بعد از رحلت ابوذر، کاروانی از عراق آمد و عبداللَّه بن مسعود بر او نماز خواند، و به دست مالک اشتر کفن و دفن شد.

(منتخب التواریخ: ص 32. منتهی الامال: ج 1، ص 117 - 118. ابوذر غفاری: ص 30 - 40. مراقدالمعارف: ج 1، ص 101 - 102)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه