جهاد از اموری است که بر مسلمانان واجب شده و معنی آن جنگیدن برای پیشرفت اسلام است، با چند دسته جهاد واجب است: 1 _ با کفار و یا بت پرستان، یا منکرین خداوند و مانند آن، ولی جنگ با آنان صرفا به خاطر فتح و پیروزی نیست، بلکه به خاطر گسترش عدالت و دادگری در میان مردم، و نجات زیردستان از چنگال ستمگران و اجرای دستورات عالیه اسلام و احکام الهی است، بنا بر این تا آنجائی که ممکن است دامنه جنگ وسعت نمی یابد، و هرچه زودتر به خونریزی خاتمه داده می شود به همین جهت می بینیم که در تمام جنگهای پیغمبر(ص) با اینکه متجاوز از هشتاد جنگ بود، به شهادت تاریخ مجموع تعداد کشته شدگان از مسلمانان و مشرکین بیش از یکهزار و چهارصد نفر نبوده است. در جنگ با کفار، چنانچه طرف مقابل اسلام از اهل کتاب، مانند یهود و نصاری باشد، آنان را به انتخاب یکی از این سه راه مختار می نمایند. اول: اسلام بیاورند. دوم: جزیه بپردازند، بدین معنی که طبق قرارداد باید سالیانه مقداری از مال خود را به حکومت
اسلام بپردازند، تا در راه مصالح عمومی مصرف گردد و در این صورت می توانند با آزادی عقیده در سایه حمایت اسلام بزندگی خود ادامه دهند. سوم: جنگیدن. اما کفاری که اهل کتاب نیستند، آنان را به انتخاب یکی از دو راه مختار می سازند: الف _ اسلام بیاورند. ب _ برای جنگ آماده شوند. 2 _ اهل ذمه در صورتی که از شروط مقرره سرپیچی کنند، مسلمانان برای سرکوبیشان با آنان می جنگند، مگر آنکه باز به پیمان خود برگردند و یا مسلمان شوند. 3 _ مسلمانانی که بر پیشوای اسلام بشورند: آنان کسانی هستند که از دستورات اسلام سرباز زنند باید با اینان جنگیدتا از راهی که رفته اند برگشته، و به موازین اسلام رفتار نمایند.
هفتم: امر به معروف
امر به معروف از فروع مهم اسلام است، (معروف) آن است که اسلام بدان امر نموده، و انجام آن را واجب گردانیده مانند نماز، روزه، پرداخت حقوق مستمندان و رعایت قوانین مهم اسلامی... یا آنکه اسلام بدان امر نموده ولی انجامش را واجب نکرده است، مانند، اطعام مستمندان و پذیرائی از میهمان و اخلاق نیکو و تعلیم بی سوادان و مانند اینها... بنابر این امر نمودن به قسم اول واجب و به قسم دوم مستحب است: امر به معروف دارای چهار شرط است: 1 _ امرکننده بایستی اول خودش خوب و بد را تمیز دهد سپس امر و نهی نماید. 2 _ احتمال تاثیر بدهد. 3 _ در صورتی که طرف در عمل زشت خود اصرار ورزد. 4 _ از امر به معروف زیان قابل توجهی روی ندهد.
هشتم: نهی از منکر
و آن نیز از فروع مهم
اسلام است: مسلمانان به جهاتی چند بر ملتهای دیگر برتری دارند، مهمترین سبب این برتری اجرای وظیفه امر به معروف و نهی از منکر است که خداوند متعال می فرماید: (شما مسلمانان از میان مردم بهترین ملت هائید، برای آنکه به کار نیک امر و از رفتار ناشایست نهی می نمائید(4). (منکر): آن است که اسلام ما را از آن باز داشته است مانند شراب، قمار، ربا، زنا، خوردن مال مردم بدون رضایت و مانند اینها یا آنکه اسلام آنرا مکروه دانسته است، مانند یاوه گوئی خوابیدن بین طلوعین و مانند آن... نهی از آنچه در اول گفتیم واجب و از مکروهات مستحب است. شرایط چهارگانه که در امر بمعروف گفته شد در نهی از منکر نیز رعایت می گردد. نهی از منکر دارای مراتبی است: 1 _ نهی قلبی، به اینکه قلبا از وقوع منکر بیزار باشد. 2 _ نهی باصورت، مانند روگردانیدن از بجاآورنده منکر. 3 _ نهی زبانی، با پند و اندرز، تا برسد به سرزنش و پرخاش. 4 _ نهی با دست، مانند زدن، تا آنگاه که زیان قابل توجهی پدید نیاید. امر به معروف و نهی از منکر، دو دستور واجب و در نهایت اهمیت است، تا آنجا که پیغمبر اسلام(ص) فرمودند: (تمامی کارهای نیک در برابر جهاد در راه خدا مانند قطره ایست، نسبت به دریا و همه کارهای نیکو و جهاد در برابر امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره ای است در مقابل دریائی بی کران). ولی متأسفانه کمتر کسانی هستند که به این دو واجب عمل کنند، حضرت باقر(ع) فرموده است: (در آخرالزمان مردمی هستند که امر به معروف و نهی
از منکر را واجب نمی شمارند، مگر آنجا که برای آنان زیانی در کار نیست و پیوسته، برای خود وقت گذرانی و عذرتراشی می کنند، اینجا است که خداوند آنان را مورد خشم خود قرار خواهد داد).
نهم و دهم: تولی و تبری
تولی، یعنی: دوستی خدا و پیامبران و امامان علیهم السلام. تبری، یعنی: بیزاری از دشمنان خدا و دشمنان پیامبران و امامان علیهم السلام. برای اینکه: اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد از او پیروی می کند و اگر کسی با شخصی دشمن باشد از او دوری می نماید، بنا براین دوستی خدا و اولیاء خدا سبب می گردد که برای نظم دنیا و پاداش آخرت از آنان پیروی نمائیم.