منشور عقاید امامیه صفحه 24

صفحه 24

بخش چهارم: عدل الهی

بخش چهارم

کلیات عقاید

3 -------------- صفحه 76


-------------- صفحه 77 عدل الهی

اصل چهل و چهارم

همه مسلمانان خدا را عادل می دانند، و عدل یکی از صفات جمال الهی است.و پایه این اعتقاد آن است که در قرآن، هرگونه ظلم از خدا نفی شده و او به عنوان «قائم به قسط» یاد گردیده است، چنانکه می فرماید:(إِنَّ اللّهَ لا یَظْلِمُ مِثقالَ ذَرّة) (نساء/40): خدا به اندازه ذرّه ای ستم نمی کند.و نیز می فرماید: (إِنَّ اللّهَ لا یَظْلِمُ الناسَ شیئاً)(یونس/44): خدا هرگز به مردم ستم نمی کند. نیز می فرماید: (شَهِدَ اللّهُ أَنّه لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَالْمَلائِکَةُ وَ أُولوا العِلْمِ قائِماً بِالقِسْطِ) (آل عمران/18):خدا، فرشتگان و صاحبان دانش گواهی می دهند که جز او خدایی نیست، و او قائم به قسط است. گذشته از آیات یاد شده، عقل نیز بروشنی بر عدل الهی داوری می کند. زیرا عدل، صفت کمال است و ظلم صفت نقص; و عقل بشر حکم می کند که خداوند همه کمالات را دارا بوده و از هرگونه عیب و نقصی در مقام ذات و فعل منزه است. اصولاً ظلم و ستم، همواره معلول یکی از عوامل زیر است: 1. فاعل، زشتی ظلم را نمی داند(ناآگاهی);


-------------- صفحه 78 2. فاعل زشتی ظلم را می داند ولی از انجام عدل ناتوان است یا به آن ظلم نیازمند است (عجز و نیاز); 3. فاعل زشتیِ ظلم را می داند و بر انجام عدل نیز تواناست، ولی چون شخصی حکیم نیست از انجام کارهای ناروا باکی ندارد (جهل و سفاهت). بدیهی است که هیچیک از عوامل مزبور در خداوند راه ندارد، و لذا افعال الهی، همگی عادلانه وحکیمانه است. استدلال فوق در حدیثی که از پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده آمده است(1)، شیخ صدوق روایت می کند: فردی یهودی نزد پیامبر آمد و پرسشهایی را مطرح ساخت که از آن جمله راجع به عدل الهی بود. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در وجه اینکه خداوند ظلم نمی کند فرمود: «لِعِلمِهِ بِقُبْحِهِ وَاسْتِغنائه عَنْهُ»: خداوند چون به زشتی ظلم آگاه است، و نیازی نیز به آن ندارد، لذا ظلم نمی کند(2). متکلمان عدلیه هم در بحث عدل الهی به این استدلال تمسک نموده اند(3). با توجه به این آیات، مسلمانان بر عدل الهی اتفاق نظر دارند، ولی در تفسیر عدل خداوند اختلاف داشته و هرکدام یکی از دو نظریه زیر را برگزیده اند: الف ـ عقل انسان حسن و قبح افعال را درک کرده، فعل حَسَن را نشانه کمال فاعل، و فعل قبیح را نشانه نقص او می داند. خداوند نیز از آنجا که بالذات واجد همه کمالات وجودی است، لذا فعل وی کامل و پسندیده است و ذات اقدسش از هرگونه فعل قبیح پیراسته خواهد بود.
--------------
1 . توحید صدوق، باب الأطفال، ذیل حدیث13 (ص397ـ 398). 2 . در دعای روز جمعه آمده است:«وإنّما یعجل من یخاف الفوت وإنّما یحتاج إلی الظلم، الضعیف». 3 . کشف المراد، ص305.
-------------- صفحه 79 یادآوری این نکته لازم است که عقل هرگز درباره خدا حکمی صادر نمی کند و نمی گوید خدا «باید» عادل باشد، بلکه کار خرد در اینجا کشف واقعیت فعل خداوند است.یعنی با توجه به کمال مطلق ذات حق و پیراستگی وی از هرگونه نقص، کشف می کند که فعل او نیز در غایت کمال بوده و از نقص پیراسته است، و در نتیجه با بندگانش به عدل رفتار خواهد کرد. آیات قرآنی یاد شده نیز، در حقیقت مؤیّد و مؤکّد چیزی است که انسان از طریق عقل درک می کند، و این همان مسئله ای است که در علم کلام اسلامی به آن «حسن و قبح عقلی» گفته می شود، و طرفداران این نظریه را «عدلیّه» می نامند که در پیشاپیش آنان امامیه قرار دارند. ب ـ در برابر این نظریه، نظریه دیگری وجود دارد که مدّعی است عقل و خرد انسان از شناخت حسن و قبح افعال ـ حتی به صورت کلی ـ عاجز و ناتوان است، و یگانه راه شناخت حسن و قبح افعال، وحی الهی است! آنچه که خدا به انجام آن، دستور دهد حسن است، و آنچه که از آن نهی کند قبیح. بر پایه این نظریه،چنانچه خدا فرمان دهد بیگناهی را به دوزخ بیفکنند یا گنهکاری را به بهشت برند، عین حُسن و عدل خواهد بود! این گروه می گویند اگر خدا را به عدل توصیف می کنیم صرفاً از این جهت است که در کتاب آسمانی چنین صفتی وارد شده است. اصل چهل و پنجم
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه