- پیشگفتار 1
- بخش نخست: راههای شناخت در اسلام 2
- بخش دوم: توحید و مراتب آن 11
- بخش سوم: صفات خداوند 16
- بخش چهارم: عدل الهی 24
- بخش پنجم: دلایل لزوم بعثت پیامبران 29
- بخش ششم: نبوت خاصه 37
- بخش هفتم: امامت و خلافت 47
- بخش هشتم: جهان پس از مرگ 60
- بخش نهم: ایمان و کفر و بدعت و تقیه وتوسل و ... 70
- بخش دهم: حدیث ، اجتهاد و فقه 85
- کتابنامه 96
صفحه 90
انسان و اختیار
اصل پنجاه ویکم
اختیار و آزادی انسان، واقعیّتی مسلّم و آشکار است، و انسان از راههای گوناگون می تواند آن را درک کند، که ذیلاً بدانها اشاره می کنیم. الف ـ وجدان هر انسانی گواهی می دهد که او در تصمیم گیریهای خود می تواند یکی از دو طرف فعل یا ترک را برگزیند، و اگر کسی در این درک بدیهی تردید کند، هیچ حقیقت بدیهی را نباید پذیرا شود. ب ـ ستایشها و نکوهشهایی که در جوامع بشری ـ اعم از دینی و غیر دینی ـ نسبت به اشخاص مختلف انجام می گیرد، نشانه آن است که فرد ستایشگر یا نکوهشگر،شخص فاعل را، در کارهای خویش مختار تلقی می کند. جـ چنانچه اختیار و آزادی انسان نادیده گرفته شود دستگاه شریعت نیز لغو و بی ثمر خواهد بود. زیرا اگر هر انسانی ناگزیر است همان راهی را بپیماید که قبلاً برای او مقرر گردیده و نمی تواند سر سوزنی از آن تخطی نماید، در آن صورت، امر و نهی، وعد و وعید، و پاداش و کیفر هیچگونه معنی نخواهد داشت. دـ در طول تاریخ پیوسته انسانهایی را می بینیم که در صدد اصلاح فرد
-------------- صفحه 91
و جامعه بشری بوده اند، و در این راه برنامه ریزیهایی کرده و نتایجی گرفته اند. بدیهی است این امر با مجبور بودن انسان سازگار نیست، زیرا با فرض جبرْ همه این تلاشها بیهوده و عقیم خواهد بود. این شواهد چهارگانه، اصل اختیار را حقیقتی مستحکم وغیر قابل تردید می سازد. البته از اصل آزادی و اختیار بشر نباید نتیجه بگیریم که انسان، مطلقاًبه حال خود رها شده، و خداوند هیچگونه تأثیری در فعل او ندارد. زیرا چنین عقیده ای، که همان تفویض است، با اصل نیازمندی دائمی انسان به خدا منافات دارد، و نیز دایره قدرت و خالقیت خداوند را محدود می کند. بلکه حقیقت امر به گونه دیگری است که در اصل بعد بیان خواهد شد. اصل پنجاه و دوم
پس از رحلت پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) از جمله مسائلی که در میان مسلمین مطرح گردید مسئله کیفیت صدور فعل از انسان بود. گروهی عقیده جبر را برگزیده و انسان را فاعل مجبور دانستند، و گروهی دیگر نقطه مقابل این نظریه را گرفته وتصور کردند که انسان موجودی به خود وانهاده است و افعال او هیچ گونه انتسابی به خداوند ندارد. هر دو گروه، در حقیقت چنین تصور می کردند که فعل یا باید به انسان مستند باشد و یا به خدا; یا قدرت بشری باید مؤثر باشد، و یا قدرت الهی. در حالی که در اینجا راه سومی نیز وجود دارد که امامان معصوم ما به آن ارشاد فرموده اند. امام صادق(علیه السلام)می فرماید:«لا جبر ولا تفویض و لکن أمر بین الأمرین»(1): (نه جبر در کار است و نه تفویض، بلکه چیزی است بین این
--------------
1 . توحید صدوق، باب 59، حدیث8.
-------------- صفحه 92