منشور عقاید امامیه صفحه 45

صفحه 45

کتابهای آسمانی که پیامبران پیشین آن را عرضه کرده اند، مع الأسف پس از آنان بتدریج در اثر غرضورزی خودکامگان دستخوش تحریف گردیده است. این مطلب را، علاوه بر قرآن، شواهد تاریخی هم تأیید می کند. چنانکه مطالعه خود این کتب و دقت در محتوای آنها نیز بر آن دلالت دارد، زیرا در آنها یک رشته مطالبی وارد شده است که هرگز نمی تواند مورد تأیید وحی الهی باشد. بگذریم که انجیل کنونی بیشتر صورت زندگی نامه حضرت مسیح را دارد که در آن ماجرای به دار آویخته شدن وی نیز توضیح داده شده است. امّا به رغم تحریفات آشکار در کتب آسمانی پیشین، قرآن کریم از هر نوع افزایش و کاهش مصون مانده است. پیامبر گرامی اسلام یکصد و چهارده سوره کامل قرآنی از خود به یادگار نهاده و تحویل جهان داده است و نویسندگان وحی ـ خصوصاً حضرت علی (علیه السلام) که از روز نخست وحی الهی را می نوشت، آن را نگاشته اند. خوشبختانه، با وجود گذشت 15 قرن از نزول قرآن، نه چیزی از آیات و سوره های قرآن کم شده و نه چیزی بر آنها افزوده شده است. اینک به برخی از دلایل و موجبات عدم تحریف قرآن اشاره می کنیم: 1.چگونه امکان دارد که تحریف به قرآن راه یابد، در حالیکه خداوند حفظ و صیانت آن را تضمین کرده است، چنانکه می فرماید: (إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ)(حجر/9): ما خود قرآن را فرو فرستاده و خود نیز نگهبان آن هستیم. 2. خداوند راه یافتن هر نوع باطل به ساحت قرآن را نفی کرده و می فرماید:(لا یَأْتِیهِ الباطلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکیم حَمید) (فصلت/42): باطل از هیچ سو به ساحت قرآن راه ندارد، آن از جانب خداوند حکیم و ستوده نازل شده است.


-------------- صفحه 141 باطل که خداوند راه یافتن آن را به قرآن نفی کرده،هر باطلی است که مایه وهن قرآن گردد، و از آنجا که کم یا زیاد کردن الفاظ و آیات قرآن مسلماًمایه سستی و وهن آن می گردد لذا قطعاً هیچگونه کاهش یا افزایشی به ساحت این کتاب شریف راه نیافته است. 3. تاریخ گواهی می دهد که مسلمانان به آموزش و حفظ قرآن عنایت ویژه ای داشتند در میان عربهای زمان پیامبر، حافظه های قوی و نیرومندی وجود داشت که با یک بار شنیدن، خطبه ای طولانی را حفظ می کردند، بنابر این چگونه می توان گفت چنین کتابی که این همه قاری و حافظ و علاقمند داشته، تحریف شده است؟! 4. شکی نیست که امیر مؤمنان (علیه السلام) در بعضی از مسائل با خلفا اختلاف نظر داشت و مخالفت خود را نیز به صورت منطقی در موارد گوناگون آشکار می کرد، که یکی از آنها خطبه شقشقیه و نیز مناشدات معروف آن حضرت است. در عین حال می بینیم که آن حضرت در سراسر زندگی خود، حتی یک کلمه هم درباره تحریف قرآن سخن نگفته است، حال اگر (العیاذ باللّه) چنین کاری صورت گرفته بود،مسلّماً به هیچوجه ایشان در باره آن سکوت نمیورزید. بلکه بالعکس آن حضرت پیوسته به تدبر در قرآن دعوت می کرد و می فرمود:«لَیْسَ لأحد مِنْ بَعْدِ القرآنِ مِنْ فاقة ولا بَعْدَ القرآنِ مِنْ غنیًً فَکُونوا مِنْ حَرثته و أتباعه»(1): ای مردم برای کسی در صورت پیروی از قرآن فقر و نیازی نیست، و بدون پیروی از قرآن، غنا و بی نیازیی وجود نخواهد داشت، بنابر این در سرزمین زندگی خود بذر قرآن را بیفشانید و از پیروان آن باشید. با توجه به دلایل یاد شده و نظایر آن، علمای بزرگ شیعه امامیه به پیروی از اهل بیت (علیهم السلام) از دیر زمان تاکنون بر مصونیت قرآن از تحریف تأکید
--------------
1 . نهج البلاغه، خطبه 171.
-------------- صفحه 142

نموده اند، که از آن میان می توان به افراد زیر اشاره نمود: 1. فضل بن شاذان (متوفای 260هـ.ق، که در عصر ائمه (علیهم السلام) می زیسته است) در کتاب الایضاح/217. 2. شیخ صدوق(م81هـ. ق) در کتاب الاعتقادات/93. 3. شیخ مفید (م413هـ.ق) در کتاب اجوبة المسائل السرویة، مطبوع در مجموعة الرسائل/ص 266. 4. سید مرتضی (م436هـ.ق) در کتاب جواب المسائل الطرابلسیات، که کلام وی را شیخ طبرسی در مقدمه مجمع البیان آورده است. 5. شیخ طوسی معروف به شیخ الطائفه(م460هـ.ق) در کتاب التبیان، 1/3. 6. شیخ طبرسی(م548هـ.ق) در مقدمه کتاب خود، مجمع البیان، بر عدم تحریف قرآن تصریح و تأکید کرده است. 7. سید بن طاووس(م664هـ.ق) درکتاب «سعد السعود» (ص 144) می گوید: عدم تحریف، رأی امامیه است. 8. علامه حلی (م726هـ.ق) در کتاب اجوبة المسائل المهناویه (ص 121) می گوید: «حق این است که هیچگونه زیاده و نقیصه ای در قرآن راه نیافته است و من از قول به تحریف به خدا پناه می برم، زیرا این امر موجب شک در معجزه متواتر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می گردد». ما در اینجا به ذکر نام علمای شیعه که منکر تحریف بوده اند پایان می دهیم، و تأکید می کنیم که این عقیده، پیوسته مورد نظر بزرگان علمای امامیه در اعصار گوناگون بوده است، چنانکه در عصر حاضر نیز همه مراجع شیعه، بدون استثنا، دارای چنین عقیده ای می باشند.


-------------- صفحه 143 اصل هشتاد و دوم

در کتب حدیث و تفسیر روایاتی وارد شده است که برخی آنها را دلیل بر تحریف قرآن قرار داده اند، ولی باید توجه نمود که: اوّلاً، اکثر این روایات از طریق افراد و کتابهایی نقل شده که از وثاقت و اعتبار لازم برخوردار نیستند، مانند کتاب قراءات احمد بن محمد سیاری (م286) که علمای رجال، روایات او را ضعیف خوانده، و مذهب او را فاسد دانسته اند(1) یا کتاب علی بن احمد کوفی (م352) است که علمای رجال درباره او گفته اند: در پایان عمر راه غلو را در پیش گرفت.(2) ثانیاً، قسمتی از این روایات، که بر تحریف حمل شده است، جنبه تفسیری دارد. به عبارت دیگر، مفاد کلّی آیه در روایت تطبیق بر مصداق شده، و عده ای تصور کرده اند که تفسیر و تطبیق مزبور جزء قرآن بوده و از آن حذف گردیده است. مثلاً «صراط مستقیم» در سوره حمد، در روایات به «صراط پیامبر و خاندان او» تفسیر شده، و پیداست که چنین تفسیری، تطبیق کلی بر فرد اعلای آن است.(3) امام خمینی (رحمه الله) روایاتی را که از آنها تحریف برداشت شده بر سه دسته تقسیم کرده است: الف ـ روایات ضعیف، که با آن نمی توان استدلال کرد; ب ـ روایات ساختگی، که شواهد جعلی بودن در آنها نمایان است; ج ـ روایات صحیح، که اگر در مفاد آنها کاملاً دقت گردد روشن می شود


--------------
1 . رجال نجاشی:1/211، شماره ترجمه190. 2 . رجال نجاشی:1/96، شماره ترجمه 689. 3 . طبرسی، مجمع البیان:1/28، ط .
-------------- صفحه 144
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه