- پیشگفتار 1
- بخش نخست: راههای شناخت در اسلام 2
- بخش دوم: توحید و مراتب آن 11
- بخش سوم: صفات خداوند 16
- بخش چهارم: عدل الهی 24
- بخش پنجم: دلایل لزوم بعثت پیامبران 29
- بخش ششم: نبوت خاصه 37
- بخش هفتم: امامت و خلافت 47
- بخش هشتم: جهان پس از مرگ 60
- بخش نهم: ایمان و کفر و بدعت و تقیه وتوسل و ... 70
- بخش دهم: حدیث ، اجتهاد و فقه 85
- کتابنامه 96
هویت ما نابود شد، چگونه آفرینش جدید پیدا می کنیم؟سپس در پاسخ می گوید: (قُلْ یَتَوفّاکُمْ مَّلَکُ المَوتِ الّذی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرجَعُونَ)(سجده/11): بگو فرشته مرگ که بر شما گمارده شده، شما را اخذ می کند، آنگاه به سوی خدا بازگردانده می شوید. کلمه «توفّی» در این آیه به معنی اخذ و گرفتن است. از این تعبیر برمی آید که هنگام مرگ، علاوه بر آن چیزی که در زمین باقی می ماند و به خاک سپرده می شود (بدن)، چیز دیگری نیز وجود دارد که فرشته مرگ آن را می ستاند (روح). در این صورت، مفاد پاسخ قرآن این است که، حافظ شخصیت ووحدت این دو بدن (علاوه بر وحدت اجزا) همان روح گرفنه شده توسط ملک الموت است که سبب می شود که «مُعاد» عین «مبتدا» باشد. از این آیه و نظایر آن استفاده می شود که انسان محشور در روز رستاخیز همان انسان موجود در دنیا است، و پاداش و کیفر به آن کس که استحقاق آن را دارد می رسد. در آیه دیگر نیز قرآن به این وحدت تصریح کرده می فرماید:(قُلْ یُحْییها الّذی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّة وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْق عَلِیمٌ)(یس/79) اصل یکصد و ششم
آیا ت قرآن و احادیث اسلامی گواه آن است که معاد انسانها، هم جسمانی است و هم روحانی. مقصود از معاد جسمانی این است که بدن در سرای دیگر محشور گردیده و نَفْس بار دیگر به آن تعلّق می پذیرد، وپاداشها و کیفرها، و لذات و آلامی که جنبه جزئی وحسّی دارند و تحقق آنها بدون بدن و قوای حسّی امکان پذیر نیستند، تحقق می یابد. مقصود از معاد روحانی نیز این است که علاوه بر پاداش و کیفرهای
-------------- صفحه 190
حسی و لذات وآلام جزئی وجسمانی، یک رشته پاداشها و کیفرهای روحی وغیر حسی نیز برای صالحان و تبهکاران در نظر گرفته می شود که روح در درک و دریافت آنها نیاز به بدن و قوای حسّی ندارد. مانند درک رضوان خدا، که قرآن پس از شمردن پاداشهای حسّی می فرماید:(رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَر ذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیمُ)(توبه/72); یا اندوه و حسرت جانکاه ، چنانکه می فرماید:(أَنْذِرْهُمْ یَومَ الحَسْرَةِ إذْ قُضِیَ الأَمْرُ وَ هُمْ فِی غَفْلَة وَ هُمْ لا یُؤْمِنُون) (مریم/39): ستمگران را از روز حسرت بیم ده، آنگاه که عذاب آنان قطعی می شود، در حالیکه آنان در این دنیا در غفلت فرو رفته و ایمان نمی آورند، و نظایر آن. اصل یکصد و هفتم
مرگ پایان زندگی نیست، بلکه انتقال از سرایی به سرای دیگر است; سرایی جاودانه که همان قیامت و جهانی باقی می باشد.ضمناً بین دنیا و قیامت، سرای دیگری وجود دارد که «برزخ» نامیده می شود وانسان پس از مرگ مدتی را در آن به سر می برد.حقیقت زندگی برزخی، برای ما روشن نیست و اطلاع ما از آن، در همان حدّی است که قرآن و روایات به گونه ای ما را به آن ارشاد می کند. به برخی از رهنمودهای قرآن در این زمینه توجه کنید: الف ـ آنگاه که مرگ یک مشرک فرا می رسد، می گوید خدایا مرا بازگردان،باشد که وظایفی را که ترک کرده ام، به جای آورم. خطاب می آید: هرگز! این سخن، لقلقه زبانی بیش نیست. سپس می فرماید: (وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرزَخٌ إِلی یَومِ یُبعَثُون) (مؤمنون/100). یعنی: میان آنها و زندگی دنیا، برزخی است تا روز رستاخیز. آیه فوق حاکی است که انسانها پس از مرگ نیز وجود و واقعیتی دارند،
-------------- صفحه 191
ولی حائلی مانع از بازگشت آنها به دنیاست. ب ـ درباره شهیدان می فرماید: (وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لاَّ تَشْعُرُون)(بقره/154):به کسانی که در راه خدا کشته می شوند، مرده نگویید; بلکه آنان زنده اند ولی شما درک نمی کنید. در آیه دیگر، آثار حیات را برای شهیدان راه خدا بر شمرده و می فرماید:(فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّ خَوفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ) (آل عمران/170): آنان به آنچه که خدا از فضل و کرم خویش به ایشان بخشیده است شادمانند، و به کسانی که در پی ایشان بوده ولی هنوز به آنان نپیوسته اند مژده می دهند که بیمی بر آنها نیست، و محزون نیز نمی باشند (مقصود، نداشتن بیم ازعذاب اخروی و اندوه بر اعمال دنیوی است). ج ـ در باره گنهکاران ، خصوصاً آل فرعون ، گزارش می دهد که پیش از فرا رسیدن روز قیامت هر صبح و شام آنها بر آتش عرضه می شوند، و در روز رستاخیز نیز گرفتار شدیدترین عذاب می گردند، چنانکه می فرماید: (النّارُ یُعرضُونَ عَلَیها غُدُوّاً و عَشِیّاً وَیَوم تَقُومُ السّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَونَ أَشَدَّ العَذابِ) (غافر/46). اصل یکصد و هشتم