منشور عقاید امامیه صفحه 71

صفحه 71

ایمان وکفر و بدعت

وتقیه وتوسل وبدا و ... -------------- صفحه 214


-------------- صفحه 215 اصل یکصد وبیستم

حدّ ایمان و کفر از بحثهای مهم کلامی است. «ایمان»، در لغت، به معنای تصدیق و «کفر» به معنای پوشاندن است،لذا به زارع نیز ـ که گندم را در دل زمین می نشاند ـ کافر گفته می شود. ولی مقصود از ایمان در اصطلاح عقاید و کلام، اعتقاد به وحدانیت خداوند، و باور داشتن روز قیامت و رسالت پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله وسلم) است، و البته ایمان به رسالت پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله وسلم)، شامل اذعان به نبوت پیامبران و کتب آسمانی پیشین و آنچه که پیامبر اسلام از تعالیم و احکام الهی برای بشر آورده است، نیز می شود. پایگاه واقعی ایمان همان قلب انسان است، چنانکه قرآن کریم می فرماید: (أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الإِیمانَ)(مجادله/22): آنان کسانی هستند که خداوند ایمان را در دلهاشان ثبت کرده است. نیز درباره بادیه نشینانی که در برابر قدرت اسلام، دست تسلیم بر سر نهاده ولی دلهاشان از فروغ ایمان خالی است، می فرماید:(وَ لَمّا یَدْخُلِ الإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ) (حجرات/14): هنوز ایمان در قلوب شما وارد نشده است. ولی البته حکم به ایمان یک فرد، مشروط به این است که به وسیله زبان یا طرق دیگر، آن را اظهار کند و یا لااقل باور خود را انکار ننماید. زیرا در غیر این صورت حکم به ایمان او نخواهد شد، چنانکه می فرماید:(وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ) (نمل/14): آیات خدا را با آنکه به آن یقین داشتند انکار کردند.


-------------- صفحه 216 با این بیان حد کفر نیز روشن می گردد. هرگاه انسانی وحدانیت حق متعال ، یا روز قیامت، و یا رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را انکار کند، مسلّماً محکوم به کفر خواهد بود، چنانکه انکار یکی از مسلمات آیین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) که به طور روشن مستلزم انکار رسالت باشد، آدمی را محکوم به کفر می سازد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) آنگاه که علی (علیه السلام) را برای فتح قلاع خیبر روانه می کرد، پرچمی به دست او داد و یادآور شد که صاحب این پرچم این خیبر را فتح کرده و باز می گردد. در این هنگام علی (علیه السلام) رو به پیامبر کرد و گفت:حد نبرد با آنان چیست؟پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «قاتِلْهُمْ حَتّی یَشْهدوا أنْ لا إِله إِلاّ اللّه وَ انّ محمّداً (صلی الله علیه وآله وسلم) رسول اللّه، فإذا فعلوا ذلک فَقَد مَنَعُوا مِنْک دِمائَهُمْ وَ أَموالَهُم إِلاّبحَقّها و حسابهم علی اللّه»(1): با آنان نبرد کن تا آنکه به یگانگی خدا و رسالت محمد گواهی دهند. هرگاه گواهی دادند، خونها و مالهای آنان محترم خواهد بود، مگر آنجا که به حق (کشته، یا اموالشان گرفته شود) وحساب آنها با خداست. نیز فردی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: کمترین چیزی که مایه ایمان بنده به خدا می شود چیست؟ امام پاسخ داد: یشهد أن لا إله إلاّ اللّه و انّ محمّداً (صلی الله علیه وآله وسلم) عبدُه و رسولُه، و یُقِّرُ بالطاعةِ و یَعرِفُ إمامَ زمانه فإذا فعل ذلک فهو مؤمن»(2): کمترین مرتبه ایمان این است که به وحدانیت خدا و بندگی و رسالت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) گواهی دهد و اطاعت از حق را بپذیرد و امام زمان خود را بشناسد. هرگاه چنین کرد او مؤمن است.
--------------
1 . صحیح بخاری، کتاب ایمان، ص 10; صحیح مسلم، ج7، باب فضایل علی، ص 17. 2 . بحار الأنوار،66/16، کتاب ایمان و کفر، به نقل از معانی الأخبار شیخ صدوق. سند روایت صحیح است.
-------------- صفحه 217 اصل یکصد و بیست ویکم

گرچه حقیقت ایمان همان اعتقاد قلبی است، ولی نباید پنداشت که این مقدار از ایمان برای رستگاری انسان کافی است، بلکه شخص باید به آثار و لوازم عملی آن نیز ملتزم باشد. لذا در بسیاری از آیات وروایات، مؤمن واقعی کسی شناخته شده است که ملتزم به آثار ایمان و انجام دهنده فرایض الهی باشد. چنانکه قرآن در سوره عصر همه انسانها را زیانکار شمرده و از آن میان تنها گروه زیر را استثنا کرده است: (إِلاّالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ) : مگر کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند و همدیگر را به حق و پایداری در راه آن سفارش کنند. امام باقر (علیه السلام) از حضرت علی (علیه السلام) نقل می کند که مردی به او گفت: آیا هرکس به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر گواهی دهد، مؤمن است؟ حضرت فرمود:«فَأَین فرائض اللّه» : پس فرائض الهی کجا رفت؟! نیز امیر مؤمنان فرمود: لو کان الایمانُ کلاماً لم یَنزِل فیه صوم ولا صلاة ولا حلال و لا حرام: اگر ایمان، به صِرفِ گفتن شهادتین بود، دیگر روزه و نماز، و حلال وحرامی تشریع نمی گشت.(1) از گفتار فوق نتیجه می گیریم که، ایمان دارای مراتب مختلف بوده و هر مرتبه ای نیز برای خود اثری ویژه دارد. اعتقاد قلبی به ضمیمه اظهار یا دست کم عدم انکار، کمترین مرتبه ایمان است که یک رشته آثار دینی و دنیوی بر آن مترتب می گردد، در حالیکه مرتبه دیگر ایمان، که مایه رستگاری انسان در دنیا و آخرت است، در گرو التزام به آثار عملی آن می باشد. نکته در خور ذکر این است که در برخی از روایات عمل به فرایض دینی


--------------
1 . کافی:2/33، حدیث 2.
-------------- صفحه 218
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه