- مشهورترین تعالیم شیعه 1
- مقدمه 1
- چکیده 1
- شیعه و حدیث نبوی 2
- آرای شیعه در فقه 2
- ذهبی و حدیث شیعه 2
- شیعه و سنت نبوی 3
- شیعه دلیل عقلی را قبول ندارد 3
- قرآن و اهل بیت 3
- استعمال لفظ الله برای امامان 4
- ابن قتیبه و شیعه 4
- شیعه و معتزله 4
- شیعه و ارهاب دینی 5
- قرآن هفده هزار آیه داشت 5
- شیعه و قرآن بنظر ذهبی 6
- منابع تفسیر شیعه 6
- حرص بر جمع بین ظاهر و باطن قرآن 7
- صرف آیات عتاب از پیامبر 7
- ذهبی و وضع حدیث 7
- مرجع مهم تفسیری شیعه 7
- پاورقی 8
چکیده
کتاب التفسیر و المفسرون، نوشته دکتر محمدحسین ذهبی، یکی از کتابهای مشهور درباره تاریخ تفسیر و بررسی مفسران است. این کتاب در مصر مکرر چاپ شده و از جمله منابعی است که در ایران هم بسیار به آن استناد می شود. [1] این کتاب که منبع درسی در دانشگاه مدینه است، در محرّم سال 1396هجری، مطابق با 1976 میلادی، چاپ شده است. این کتاب که با دید بسیار منفی به شیعه نگاشته شده دو هدف موازی دارد: نخست بررسی تاریخ تفسیر و کتب تفسیری؛ دوم نفی و نقد متعصبانه عقاید و کتب تفسیری غیر اهل سنت. مباحث کتاب چنان سامان داده شده است که جبریه(اهل حدیث و اشعری مسلکها) را متن اسلام و دیگر فرقه های اسلامی(شیعه، خوارج و معتزله) را«اهل الاهوا والبدع» معرفی می کند. ذهبی در معرفی عقاید شیعه به کتاب الوشیعه فی نقد عقاید الشیعه وتأویل مختلف الحدیث ابن قتیبه استناد می کند که حداقل نتیجه آن ایجاد ذهنیت منفی درباره عقاید شیعه است. واژه های کلیدی:عقاید شیعه، حدیث شیعه، اهل بیت، ابن قتیبه، تحریف قرآن، وضع حدیث.
مقدمه
کتاب التفسیر و المفسروندر یک مقدمه و سه باب و یک خاتمه تنظیم شده است. مجموع سه جلد این کتاب با حذف صفحات مقدمه، فهرست و منابع، حدود هزار صفحه است. از این هزار صفحه 417 صفحه کتاب یعنی 42% مطالب آن، درباره شیعه است که همه هم با دید به شدت منفی و حملات بسیار شدید و گاه اتهامهای عجیب همراه است. اصل این کتاب در دو جلد است و خود ذهبی دو جلد اول را منتشر کرده است، لکن در سال 1988م، یعنی دوازده سال بعد از نخستین چاپ،
شخصی به نام محمد انور بلتاجی، یادداشتهای ذهبی را که در دانشگاه بغداد درباره شیعه فراهم کرده بوده، با مقدمه و حواشی مفصل جلد سوم این کتاب قرار داده است.120 صفحه از مطالب جلد سوم، عین مطالب جلد دوم، با همان سرفصلها و همان عبارات است. همه مباحث مربوط به معرفی شیعه و فرق باطنیه عیناً در جلد سوم تکرار شده است. از مجموع 240 صفحه جلد سوم، نزدیک به 130 صفحه مطالبی تکراری است که در متن و پاورقی تکرار شده است. چهل صفحه هم از خود بلتاجی است. حدود 65 صفحه دیگر مطالبی است که ذهبی به معرفی برخی منابع دیگر شیعه همچون اصول کافی، تفسیر برهان و دو سه کتاب مجهول از منابع اسماعیلی و نقل قولهای آنها اختصاص داده است. به نظر می رسد کل مطالب جلد سوم درحقیقت پیش نویس مطالب جلد دوم بوده باشد؛ چون دو سوم مطالب ذهبی در جلد سوم، با همان عناوین و مطالب، عیناً در جلد دوم تکرار شده است و یک سوم باقی مانده هم مطالبی بوده که ذهبی نخواسته است در این کتاب بیاورد. تصور ذهبی و بسیاری از نویسندگاه اهل سنت از عقاید و مذهب شیعه تحت تأثیر القائات منفی و تکفیرهایی که در طول تاریخ از طرف حاکمان و علمای متعصب اهل سنت نسبت به شیعه انجام شده است، شکل گرفته است و مطالبی که درباره شیعه مطرح کرده است بیش از اینکه نتیجه تحقیقات و مطالعات او باشد، بازتاب تصور منفی او از شیعه است از مطالبی که ذهبی درباره شیعه گفته است به خوبی پیدا است که او آشنایی چندانی با مذهب
شیعه نداشته است، این مطلب از اتهاماتی که او به شیعه وارد می کند به خوبی پیداست ما این موارد را بررسی می کنیم.
مشهورترین تعالیم شیعه
دکتر ذهبی در بحثی با عنوان«اشهر تعالیم الامامیهالاثنی عشریه». [2] مشهورترین تعالیم شیعه امامیه، را عصمت، مهدویت، رجعت و تقیه معرفی کرده است. در اینکه این امور مورد پذیرش شیعه است تردیدی نیست لکن، این مسائل از مشهورترین عقاید شیعه نیست. شیعه در اصول دین معتقد به پنچ اصل است: توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد از این پنج اصل، توحید نبوت و معاد مورد پذیرش تمام فرق اسلام است. مسئله عدل تنها عقیده عدلیه، یعنی معتزله و شیعه است، ولی امامت که تعبیر دیگر آن ولایت است، اختصاصی ترین و مشهورترین اصل عقیدتی شیعه است که آن را از دیگر طوایف مسلمانان متمایز می کند عصمت، مهدویت و رجعت از فروع اصل امامت و ولایت است. در عصمت پیامبر اکثر فرق اسلامی اتفاق نظر دارند، ولی شیعه به عصمت ائمه اهل بیت عقیده دارد؛ لکن عقیده اهل سنت در مورد عدالت صحابه، همان عصمت صحابه با نام دیگر است. بر طبق عقیده اهل سنت، هرکس رسول لله(ص) را دیده باشد فقط دیده باشد، صحابی و عادل است، چون خداوند صحابه را تعدیل کرده، یعنی عادل شمرده است. [3] اگر صحابی معصوم نباشد ممکن است دچار اشتباه و خطا شود و در اینصورت سخن و عملش نمی تواند دلیل شرعی باشد. همه فرق اسلامی و از جمله بسیاری از اهل سنت، مسئله مهدویت را پذیرفته اند. منتها برخی اهل سنت معتقدند که مهدی هنوز متولد نشده است. بسیاری از مسائلی که درکتب حدیثی درباره مهدویت آمده، از
روایات اهل سنت است. ابن حجر کتابی به نام القول المختصر فی علامات المهدی المنتظردارد که خروج دجال، خروج سفیانی، خروج یأجوج و مأجوج، خروج دابهالارض، ظهور عیسی، ظهور مهدی، افضلیت مهدی بر انبیا و بر ابوبکر و عمر و بسیاری از مطالب دیگر در این کتاب موجود است. [4] . اما تقیه نیز امری فقهی است نه اعتقادی و از دیدگاه شیعه بطور مطلق و در همه جا جایز نیست و حتی در بعضی موارد تقیه حرام است. تقیه مواردی دارد که در عمل برادران اهل سنت هم به این موارد پایبندند. [5] در صحیح بخاری، کتاب الإکراه، روایات متعددی درباره تقیه آمده است. [6] در کتب اهل سنت روایت شده که عبدالله بن عمر با خلفای بنی امیه تقیه می کرده است، [7] سرخسی در کتاب المبسوط می گوید:«و عن الحسن البصری رحمهالله: التقیهجائزهللمؤمن الی یوم القیامه، إلا أنه کان لا یجعل فی القتل تقیه، و به نأخذ.» [8] . در مورد رجعت نیز یک بحث امکان آن است که در تفسیر هم فقط همین مقدار بررسی می شود. در شیعه کسی منکر امکان رجعت نیست و در قرآن هم مواردی از وقوع رجعت بعد از مرگ بیان شده است سوره بقره آمده است: الم تر الی الذین خرجوا من دیارهم و هم أُلوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم أحیاهم إن الله لذو فضلٍ علی الناس و لکنّ أکثر الناس لایشکرون(بقره 243) و باز آخر همین سوره آمده است: أو کالذی مرّ علی قریهو هی خاویهعلی عروشها قال أنّی یحیی هذه الله بعد موتها فأماته الله مائهعام ثم بعثه قال کم لبثت قال لبثت یوماً أو بعض