آیین ما (اصل الشیعه) صفحه 111

صفحه 111

اما «عمر» آن را تدبیر و چاره کرد، دنیا هم برای او تدبیر و چاره ای نمود!

امام «عثمان» از آن بهره برداری کرد، دنیا هم بهره خود را از او گرفت!

ولی من آن را کاملًا در آغوش گرفتم، به او پیوستم، او هم به من پیوست!!».(1)

از آن روز، یعنی از روز خلافت معاویه و یزید، حکومت «دینی» از حکومت «دنیوی» جدا شد؛ در حالی که در خلفای پیشین هر دو جمع بود، خلیفه خود را موظف می دانست که با یک دست زمام امور دینی مردم را بگیرد، و با دست دیگر زمام امور زندگی مادی مردم را.

ولی از زمان معاویه مردم متوجه این نکته شدند که او کمترین رابطه ای با امور دینی و معنوی مردم ندارد، تنها توجه او به دنبال کردن سیاست خود در جنبه های مادی است، و به این ترتیب متوجه شدند که امور دینی و معنوی مرجع و پیشوای دیگری دارد که باید آن را از آنها فرا گرفت.

و چون هیچ کس را از نظر علم و زهد و شجاعت و حسب و نسب از علی و فرزندان او لایق تر و جامع تر نیافتند به آنها پیوستند؛ این موضوع به ضمیمه اخبار و احادیثی که از شخص پیغمبر صلی الله علیه و آله درباره آنها نقل شده بود، سبب شد که نهال تشیّع روز به روز بارورتر گردد، و همچون روح تازه ای در جسد رنجور و ناتوان امّت اسلامی جریان پیدا کند.

به دنبال این وضع، جریان شهادت امام حسین علیه السلام و حوادث دردناک و اسف انگیز «کربلا» پیش آمد، حوادثی که تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد و آثار حزن انگیز آن در دلها تا همیشه باقی خواهد ماند.

حسین فرزند پیغمبر و گل بوستان او بود، و باقیماندگان از صحابه پیامبر مانند «زید بن ارقم» و «جابر بن عبداللَّه انصاری» و «سهل بن سعد ساعدی» و «انس بن مالک» همان کسانی که نهایت محبّت آن حضرت نسبت به حسین و برادرش مشاهده نموده و دیده بودند چگونه پیامبر آنها را بر دوش خود حمل می کند


1- ربیع الأبرار، ج 1، ص 90
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه