آیین ما (اصل الشیعه) صفحه 114

صفحه 114

نمونه دیگری از اعمال ناجوانمردانه و ضد اسلامی او این بود که به پسر عمویش «عمرو بن سعید اشدق» امان داد و با او عهد و پیمان بست که متعرض وی نشود، ولی چیزی نگذشت که پیمان خود را شکست و او را ناجوانمردانه ترور کرد(1)، به طوری که «عبدالرحمن بن حکم» اشعاری در مذمت او گفت که یکی از آنها بیت زیر است:

غَدَرْتُمْ بِعَمْرو یَا بَنِی خَیْطِ بَاطِلٍ وَمِثْلُکُمْ یَبْنِی الْعُهُودَ علی الغَدْرِ!

با «عمرو بن سعید» خیانت کردید ای فرزندان شخص «غدار» و امثال شما همواره پیمان های خود را بر اساس خیانت بنا می کنند!(2)

آیا کسی که این گونه اعمال شرم آور و ننگین مرتکب شده، مسلمان است؟ تا چه رسد به اینکه خلیفه مسلمانان و پیشوای مؤمنان باشد؟!

فرزندان مروان بن حکم همگی این گونه اعمال اشتباه و ننگین تر از آن را دنبال کردند، تنها کسی که برنامه او با دیگران تفاوت داشت عمر بن عبدالعزیز، آن مرد صالح بود.

هنگامی که نوبت به «بنی عباس» رسید- به قول معروف- نغمه های تازه ای در طنبور ساز کردند تا آنجا که یکی از کسانی که حکومت «بنی مروان» و «بنی العباس» هر دو را درک نموده بود در حق آنها می گوید:

یَالَیْتَ جَوّ بَنِی مَرْوان دَامَ لَناوَلَیْتَ عَدْلَ بَنِی الْعَبّاسِ فِی النَّارِ!

ای کاش ستم بنی مروان باقی می ماندوعدالت بنی عباس طعمه آتش می شد!

این حکومت جبار نیز کار را به جایی رسانید که علویون را در هر کجا پیدا می کردند می کشتند، خانه های آنها را ویران می ساختند و آثار آنان را در همه جا محو می نمودند، در حالی که به اصطلاح پسر عموی آنها بودند!

این جنایت به قدری توسعه یافت که شعرای زمان متوکل (با آن همه محدودیت و خفقانی که بر محیط حکومت می کرد) زبان به مذمت بنی العباس گشودند، یکی از آنان می گوید:

تَاللَّهِ انْ کَانَتْ امَیَّهُ قَدْ أتَتْ قَتْلَ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّها مَظْلوماً

فَلَقَدْ أتَاهُ بَنُو أبِیهِ بِمِثْلِهاهذا لَعَمْرُکَ قَبْرُهُ مَهْدوماً

أسِفُوا علی أن لَایکونوا شارَکوا، فِی قَتْلِهِ فَتَتَّبَعُوهُ رَمِیماً

«به خدا سوگند اگر بنی امیّه فرزند پیغمبر خویش را مظلومانه شهید کردند.

عموزادگان او نیز همان اعمال را تکرار نمودند، این قبر ویران شده او گواه این مدعاست.

اینها از اینکه در کشتن او شرکت نکرده بودند، متأسف بودند و لذا همان معامله را با استخوانهای پاک او نمودند!».

باید در برابر این رفتار وحشیانه بنی مروان و بنی عباس، رفتار فرزندان علی علیه السلام را قرار داد و آنها را با یکدیگر مقایسه نمود و از آن، سرّ پیشرفت و توسعه «تشیّع» را دریافت.

3. تشیّع، یک نهضت اسلامی

خوشبختانه در پرتو تواریخ زنده ای که امروز از آنان در دست است این حقیقت روشن می شود که برخلاف نظریه پوچ عدّه ای خیالباف، آیین تشیّع «یک جنبش ایرانی» یا منتسب به عبداللَّه بن سبا نبود، بلکه تنها یک «نهضت اسلامی محمدی» بود که عواطف و علایق خاص مسلمانان نسبت به پیامبر اسلام سرچشمه می گرفت.


1- ر. ک: الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 297؛ مروج الذهب، ج 3، ص 304؛ العقد الفرید، ج 5، ص 155؛ تاریخ طبری، ج 6، ص 140
2- « خیط باطل» که در شعر ذکر شده از نظر ادبیات عرب به معنای شخصی غدار و فریبکار است و شاید از این نظر باشد که افراد غدار و خیانت پیشه مانند« ریسمان پوسیده» قابل اعتماد نیستند
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه