آیین ما (اصل الشیعه) صفحه 152

صفحه 152

انجام نداده است، زیرا همه چیز و همه کس «ملک» او هستند و او هرگونه بخواهد در ملک خود تصرف می کند(1) و هیچ کس حق چون و چرا ندارد:


1- اشاعره در حقیقت نمونه کامل یک جمعیّت افراطی هستند که به گمان خود توحید را بهتر از همه درک کرده اند در حالی که آنها چون مسأله خداشناسی و توحید را از راههای غیر اصولی تعقیب نموده اند علاوه بر اینکه مانند سوفسطائیها پا روی بسیاری از حقایق گذارده اند، به پایه و اساس توحید نیز بدون توجه لطمه های شدیدی وارد ساخته اند. از جمله همین دو مسأله یعنی مسأله انکار حسن و قبح عقلی و دیگر مسأله« جبر» و سلب اختیار از بشر به طور کلی؛ آنها چنین می پندارند که اعتقاد به اینکه عقل هم بدون شرع می تواند حسن و قبح چیزی را درک کند و حکم به حُسن یا قبح چیزی بنماید یک نوع محدود ساختن قلمرو حکومت خدا و دخالت عقل در کار خدا و او را محکوم فرمان عقل ساختن است. همچنین اعتقاد به اینکه انسان دارای آزادی اراده است و می تواند کاری را به خواست و اراده خود انجام دهد و در واقع خالق افعال او خود اوست، نتیجه اش قایل شدن به شریک برای خدا در امر خلقت و آفرینش و محدود نمودن قلمرو فرمان او می باشد! ولی این طرز افکار افراطی فقط معلول این است که انسان تنها یک طرف قضایا را بنگرد و در جهات دیگر دقت نکند. زیرا مسأله حُسن و قبح عقلی معنایش این نیست که عقل در برابر فرمان خدا فرمانی داشته باشد، بلکه کار عقلی در این گونه موارد درک و تشخیص یک واقعیت می باشد؛ عقل درک می کند ظلم و ستم سازگار با قوانین آفرینش( همان قوانینی که خدا مقرر داشته) و هدف زندگی و نظم اجتماع نیست، بنابراین ممکن نیست خداوند مرتکب ظلم و ستم گردد و بر ضد قوانین خود کاری کند چون او حکیم است و کوچکترین اقدامی بر خلاف حکمت انجام نمی دهد، و افراد بشر نیز نباید مرتکب ظلمی شوند و نظم زندگی اجتماعی را برهم زنند، عقل این حقیقت را درک می کند اگر چه حکمی هم هنوز از شرع در این زمینه وارد نشده باشد. آیا چنین عقیده ای بر خلاف تمامیت حکومت و قدرت خداست؟ آیا معنای این سخن این است که خداوند محکوم فرمان عقل بندگان خود باشد؟ پاسخ این سؤال به خوبی روشن است. وانگهی اگر ما عقل را در این قسمت به صورت یک« حاکم معزول»! معرفی کنیم باید در سایر مسایلی که عقل حکم می کند این موضوع را تعمیم داده و فرمان عزل او را به طور کلی صادر نماییم، و این موضوع عجیبی خواهد بود. زیرا نتیجه آن از کار انداختن تنها وسیله ای است که ما را با خدا و جهان خارج از خود مربوط می سازد. و از آن بالاتر اینکه حکم عزل عقل را به فرمان خود عقل و با استدلال عقلی صادر کردن کار بسیار عجیبی است. و اما در مورد مسأله آزادی اراده و اختیار، و اینکه قبول این مطلب کوچکترین منافاتی با حکومت مطلقه خداوند براساس جهان آفرینش( حتی بر افعال و اعمال ما) ندارد نظر به اینکه در کتاب« خدا را چگونه بشناسیم» مشروحاً بحث کرده ایم در اینجا از تکرار آن خودداری می نماییم
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه