آیین ما (اصل الشیعه) صفحه 204

صفحه 204

خلافت عمر بوده و بعضی می گویند در اثنای خلافت او، می گفت:

«لاأوتی بِرَجُلٍ تَمَتّعَ وهُوَ مُحْصَنٌ إلّارَجَمْتُهُ وَ لَابِرَجُلٍ وَهُوَ غَیْرُ مُحْصَنٍ إلّاجَلَدْتُهُ

؛ هر مرد متأهلی متعه کند و او را نزد من آورند سنگبارانش خواهم کرد و هر مرد غیر متأهلی نزد من بیاورند که متعه کرده باشد او را تازیانه خواهم زد». داستان «عمرو بن حریث» چنین بوده است که او در زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله متعه کرد و این امر تا زمان خلافت عمر ادامه یافت، مطلب به گوش عمر رسید او زن مزبور را احضار کرد و جریان را از وی پرسید گفت: آری حقیقت دارد، پرسید شاهد تو کیست، او مادر و پدر خود را به عنوان شاهد معرفی کرد، گفت: پس چرا غیر اینها را شاهد نیاوردی، و سپس از متعه نهی کردی.

حدیث جابر به خوبی گواهی می دهد که نهی عمر از متعه بر اثر جریانی بود که در مورد خاصی واقع گردید. وناخوشایند وی بود، ولذا مصلحت را در این دید که از آن نهی کند.

گرچه جزییات این جریان (جریان عمرو بن حریث) بر ما روشن نیست، ولی وضع روحیات خلیفه دوم بر ما روشن است، او در همه چیز سختگیر و خشن بود چه بسا اتّفاق می افتاد که در مورد خاصی حادثه ای روی می داد که خوشایند او نبود، همین او را تحریک می کرد که به کلی از آن موضوع طبق اجتهاد و رأی خود جلوگیری کند مبادا نظیر آن جریان تکرار گردد.

بنابراین سرچشمه تمام آن گفتگوهایی که در این مسأله شده همان نهی خلیفه دوم بود به کیفیتی که گفته شد، وگرنه مشروع بودن «متعه» بعد از تصریح قرآن و عمل پیغمبر صلی الله علیه و آله و یارانش در زمان وی و همچنین در تمام مدت خلافت ابوبکر و قسمتی از خلافت عمر، روشنتر از آن است که محتاج به این گفتگوها و بحثهای طویل و عریض باشد.

اتفاقاً از گوشه و کنار تاریخ اسلام بر می آید که ازدواج موقت در زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله حتی در میان اشراف و صحابه و بزرگان قریش متداول بود، و بسیاری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه